مقام شهید و شهادت

دعا اميرالمؤمنين - عليه السلام - لهاشم بن عتبه فقال: اللّهم ارزقه الشّهاده في سبيلک و المرافقه لنبيّک.
امام علي - عليه السلام - در دعايي براي هاشم بن عتبه فرمودند: خداوندا، شهادت در راهت را و همراهي با پيامبرت را به او روزي کن.
«نهج السّعاده، ج 2، ص 108»

مقام شهید و شهادت

قال اميرالمؤمنين - عليه السلام - : ... نسأل الله منازل الشهداء و معايشه السّعداء و مرافقه الانبياء.
امام علي - عليه السلام - فرمودند: از خداوند جايگاه شهيدان و زندگي با سعادتمندان و همراهي با پيامبران را طلب مي کنم.
«نهج البلاغه، خطبه 23»

مقام شهید و شهادت

قال اميرالمؤمنين - عليه السلام - : فو الله اني لعلي الحق و اني للشّهاده لمحبّ.
اميرالمؤمنين - عليه السلام - فرمودند: پس به خدا قسم من بر حقّم و دوستدار شهادت.
«شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 6، ص 99»

مقام شهید و شهادت

قال اميرالمؤمنين - عليه السلام - : والله لولا رجائي الشّهاده عند لقائي العدوّ لوقد حمّ لي لقاءه لقرّبت رکابي، ثمّ شخصت عنکم فلا اطلبکم ما اختلف جنوب و شمال.
امام علي - عليه السلام - فرمودند: به خدا قسم اگر آرزوي شهادت را در پيکار با دشمن نمي داشتم، که ايکاش زودتر فراهم آيد، بر مرکب خود سوار مي شدم و از ميان شما کوچ مي کردم و تا باد شمال و جنوب بوزد (براي هميشه) به پيش شما نمي آمدم.
«نهج البلاغه، خطبه 119»

مقام شهید و شهادت

قال اميرالمؤمنين - عليه السلام - : انّ الله کتب القتل علي قوم و الموت علي آخرين و کلّ آتيه منيّته کما کتب الله له فطوبي للمجاهدين في سبيل الله و المقتولين في طاعته.
امام علي - عليه السلام - فرمودند: خداوند براي گروهي کشته شدن و براي گروهي ديگر مرگ را مقرّر نموده و هر کدام به اجل معين خود آنسان که او مقدّر کرده است مي رسند، پس خوشا به حال مجاهدان در راه خدا و کشتگان در راه اطاعت او.
«نهج السعاده، ج 2، ص 107»

مقام شهید و شهادت

انّ عليّ ابن الحسين - عليه السلام - کان يقول: قال رسول الله - صلي الله عليه و آله - : ما من قطره احبّ الي الله عزّوجلّ من قطره دمٍ في سبيل الله.
امام زين العابدين - عليه السلام - پيوسته مي فرمودند: رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمودند: هيچ قطره اي در نزد خداوند، دوست داشتني تر از قطره خوني که در راه خدا ريخته شود نيست.
«وسائل الشيعه، ج 11، ص 8»

مقام شهید و شهادت

قال الامام السجاد - عليه السلام - : ان القتل لنا عاده و کرامتنا الشهاده.
امام سجاد - عليه السلام - فرمودند: همانا کشته شدن عادت ما و شهادت کرامت ما است.
«بحار الأنوار، ج 45، ص 118»

مقام شهید و شهادت

قال الامام السجاد - عليه السلام - : حمدا نسعدبه في السّعداء من اوليائه و نصيربه في نظم الشّهداء بسيوف اعدائه.
امام سجاد - عليه السلام - فرمودند: سپاس خداي را، سپاسي که بدان در زمره اولياء سعادتمند قرار گيريم و بواسطه آن در رديف شهيدان با شمشير دشمنانش در آئيم.
«صحيفه سجّاديه، دعاي اول»

مقام شهید و شهادت

قال الامام الباقر - عليه السلام - : اوّل قطره من دم الشّهيد کفّاره لذنوبه الّا الدّين فانّ کفّارته قضاءه.
امام باقر - عليه السلام - فرمودند: اولين قطره خون شهيد، کفاره گناهان اوست مگر دِين، که کفاره آن اداي آن است.
«وسائل الشيعه، ج 13، ص 85»

مقام شهید و شهادت

قال الامام الصادق - عليه السلام - : من قتل في سبيل الله، لم يعرّفه الله شيئاً من سيئاته.
امام صادق - عليه السلام - فرمودند: کسي که در راه خدا کشته شود، خداوند هيچ يک از گناهان او را به رويش نمي آورد.
«وسائل الشيعه، ج 11، ص 9»

سخنان حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه درباره مقام شهید

شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.

هر روز ما در جنگ برکتی داشته ایم که در همه صحنه ها از آن بهره جسته ایم.

ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم.

شهادت در راه خدا مسئله ای نیست که بشود با پیروزی در صحنه های نبرد مقایسه شود، مقام شهادت خود اوج بندگی و سیر و سلوک در عالم معنویت است.
ما تابع امر خداییم، به همین دلیل طالب شهادتیم و تنها به همین دلیل است که زیر بار ذلت و بندگی غیر خدا نمی رویم .

همین شهادتها پیروزی را بیمه می کند. همین شهادتهاست که دشمن را رسوا می کند در دنیا.

رحمت خداوند بر همه شهیدان و رضوان و مغفرت حق بر ارواح مطهرشان که جوار قرب او را برگزیدند و سرافراز و مشتاق به سوی جایگاه مخصوصشان در پیشگاه رب خویش شتافتند.

سعادت را آنها بردند که آن چیزی را که خدا به آنها داده بود تقدیم کردند و ما عقب مانده آنها هستیم.


مفقودین عزیز محور دریای بیکران خداوندی اند و فقرای ذاتی دنیای دون در حسرت مقام والایشان در حیرتند.

عزیزان من مصمم باشید و از شهادت نترسید، شهادت عزت ابدی است، حیات ابدی است.

از هر قطره خون شهید ما که به زمین می ریزد، انسانهای مصمم تر و مبارزی بوجود می آیند.

برنامه اسلام از عصر وحی تاکنون بر شهادت توام با شهامت بوده است.

ما اگر کشته هم بشویم در راه حق کشته شدیم و پیروزی است و اگر بکشیم هم در راه حق است و پیروزی است.

آنهایی که به خدا اعتقاد ندارند و به روز جزا آنها باید بترسند از موت، آنها از شهادت باید بترسند. ما و شاگردان مکتب توحید از شهادت نمی هراسیم، نمی ترسیم.

ما اگر شهید بشویم قید و بند دنیا را از روح برداشتیم و به ملکوت اعلی و به جوار حق تعالی رسیدیم.

دوستانمان که شهید شدند در جوار رحمت حق هستند، چرا برای اینها دلتنگ باشیم؟ دلتنگ باشیم که از دیار قید و بندی خارج شدند و به یک فضای وسیع و در تحت رحمت حق تعالی واقع شدند؟

ما از خدا هستیم همه، همه عالم از خداست، جلوه خداست و همه عالم به سوی او برخواهد گشت، پس چه بهتر که برگشتن اختیاری باشد و انتخابی و انسان انتخاب کند، شهادت را در راه خدا و انسان اختیار کند موت را برای خدا و شهادت را برای اسلام.

شهادت یک هدیه ای است از جانب خدای تبارک و تعالی برای آن کسانی که لایق هستند و دنبال هر شهادتی باید تصمیمها قویتر بشود.

از شهادت باکی نیست، اولیای ما هم شهید شدند یا مسموم شدند یا مقتول، اولیای ما هم بعضی از آنها در حبس و بعضی از آنها در تبعید به سر بردند، برای اسلام هر چه بدهیم کم دادیم و جانهای ما لایق نیست.

شهادت ارثی است که از اولیای ما به ما می رسد، آنها باید از مردن بترسند که بعد از مرگ، موت را فنا می دانند، ما که بعد از موت را حیات بالاتر از این حیات می دانیم چه باکی داریم.
منطق ما، منطق ملت ما، منطق مومنین، منطق قرآن است (انا لله و انا الیه راجعون) با این منطق هیچ قدرتی نمی تواند مقابله کند جمعیتی که، ملتی که خود را از خدا می دانند و همه چیز خود را از خدا می دانند و رفتن از اینجا را به سوی محبوب خود، مطلوب خود می دانند، با این ملت نمی توانند مقابله کنند آنکه شهادت را در آغوش همچون عزیزی می پذیرند آن کوردلان نمی توانند مقابله کنند.

برنامه اسلام از عصر وحی تا کنون بر شهادت توام با شهامت بوده است. قتال در راه خدا و در راه مستضعفین در راس برنامه های اسلام است.

یک موی سر این کوخ نشینان و شهید دادگان به همه کاخ و کاخ نشینان جهان شرف و برتری دارد.

شهادت در راه خدا چیزی نیست که بتوان آن را با سنجش های بشری و انگیزه های مادی ارزیابی کرد.

خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند. خوشا به حال آنان که در این قافله نور جان و سر باختند. خوشا به حال آنهایی که این گوهرها را در دامن خود پروراندند.

خداوندا! تو می دانی که فرزندان این سرزمین در کنار پدران و مادران خود برای عزت دین تو به شهادت می رسند و با لبی خندان و دلی پر از شوق و امید به جوار رحمت بی انتهای تو بال و پر می کشند.

خدا می داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست و این ملت ها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود.

همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.

من از خداوند تعالی رحمت برای شهدای عزیز در این جنگ تحمیلی خواستارم. اینان برای اسلام فدا شدند و در نزد خدای تعالی و در جوار رحمت واسعه او به سعادت ابدی و افتخار دائمی رسیدند.

شهید نظر می کند به وجه الله.

این شهدا زنده هستند و در پیش خدای تبارک و تعالی "عند ربهم یرزقون" اند.

ما تا آخرین نفر و تا آخرین منزل و تا آخرین قطره خون، برای اعتلای کلمه الله ایستاده ایم.

آیات و روایات در مقام شهید و شهادت

 

پیکر مطهر شهید

«ومن یقاتل فی سبیل‌الله فیقتل او یغلب فسوف نوتیه اجرا عظیما» کسی که به دستور خدا در راه خدا با دشمن می‌جنگد (از برای آنکه ظلم و فساد را ریشه‌کن کند و دین خدا را در زمین استوار نماید، تا آنکه مستضعفین و محرومین از چنگال اهریمنان نجات یابند، هر گاه این مجاهد راه خدا) کشته شود و یا پیروز شود خداوند به او اجر و پاداش عظیم خواهد داد. (نساء، 74)

«و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل‌الله اموات بل احیاء ولکن لا تشعرون» به کسانی که در راه خدا کشته می‌شوند مرده نگویید بلکه او زنده است و جاوید. شهید مرده نیست، شما درک آن را ندارید که بفهمید. (بقره، 154)

«و لئن قتلتم فی سبیل‌الله او متم لمغفره من‌الله و رحمه خیر مما یجمعون» اگر شما در راه خدا کشته شوید یا بمیرید هر آینه مغفرت و رحمت خدا برای شما خواهد بود (و رحمت و مغفرت خدا برای شما بهتر است) از آنچه را که در دنیا برای خود اندوخته‌اید.(آل عمران، 157)

روایات

«عن الصادق علیه‌السلام عن آبائه ان رسول‌الله صلی الله علیه و آل قال ثلاثه یشفعون الی الله تعالی یوم القیمه فیشفعهم الابناء ثم العلماء ثم الشهدا»

امام صادق(ع) از پدران بزرگوارش نقل می‌کند تا می‌رسد به پیغمبر اکرم که پیغمبر(ص) فرمود: روز قیامت سه دسته از مردم مورد توجه و تقرب خداوند متعال هستند و شفاعت آنها درباره‌ی دیگران پذیرفته خواهد شد و آن سه دسته عبارتند از: انبیاء، علماء و شهدا. (سفینه البحار، جلد اول، ماده شهد)

«عن ابی بصیر قال: قال ابو عبدالله علیه السلام من قتل فی سبیل‌الله کم یعرفه الله شیئا سیاته»

ابوبصیر از امام صادق(ع) روایت می‌کند که امام فرمود: کسی که در راه خدا کشته شود خداوند سیئات و گناهان که کرده است مواخذه و مجازات نخواهد کرد. (وسائل الشیعه، ج11، کتاب الجهاد مع العدو، باب 1، حدیث 19)

«قال امیرالمومنین علیه‌السلام ان الله فرض الجهاد و عظمه و جعله نصره و ناصره و الله ما صلحت دنیا و لا دین الا به»

علی (ع) فرمود: خدا بر بندگانش واجب کرد جهاد را و آن را بزرگ داشت و وعده نصرت و پیروزی را برای دین و دنیای مردم در سایه جهاد قرار داد. به خدا سوگند کارهای دنیا و آخرت اصلاح نمی‌شود مگر در سایه‌ی جهاد و پیکار با دشمن. پس باید با دشمن جنگید و استقامت و پایداری در راه نابودی دشمن وجود داشته باشد تا فتح و پیروزی نصیب مسلمانان شود. (وسائل الشیعه، ج‌11، کتاب الجهاد مع‌العدو، باب 1، حدیث 15)

«عن ابی عبدالله علیه‌السلام قال: رسول‌الله صلی الله علیه و اله الخیر کله فی السیف و تحت ظل السیف و لا یقیم الناس الا سیف مقالیه الجنه و النار»

تشییع پیکر شهدا

امام صادق (ع) از پیغمبر اکرم(ص) فرمود: تمام خوبی‌ها و ارزش‌ها در شمشیر و زیر سایه‌ی شمشیر است که مردان جنایتکار و آلوده را سر جایشان می‌نشاند و ریشه‌ی فتنه و فساد را قطع می‌کند. مسلمین و محرومین جهان هرگز نخواهند آرامش و آسایش داشته باشند مگر آن که شمشیرها را در راه عدالت و قطع ریشه‌ی کفر به کار برند و این سلاح‌ها و شمشیرها هستند که کلیدهای دوزخ و بهشتند اگر در راه خدا و سعادت بشر به کار افتند. در سایه‌ی همین شمشیرها و سلاح‌ها بهشت برای زندگی جامعه فراهم می‌شود و اگر در راه بدبختی و بیچارگی و به استثمار کشیدن توده‌ی مردم مجروم و مستضعف به کار افتد همین سلاح‌ها و شمشیرها انسان را به بردگی و غلامی می‌کشد و سرانجام انسان را به دوزخ می‌افکند. (وسائل الشیعه، ج 11، کتاب الجهاد مع العدو، باب 1، حدیث 1)

«عن النبی صلی‌الله علیه و آله و سلم فی فضل الفزاء فی سبیل‌الله و قال اذا زال الشهید عن فرسه بطغته او ضربه لم یصل الی الارض حتی بعث الله زوجته من الحور العین فتبشره بما اعدالله له من الکرامه فاذا وصل الی الارض تقول مرحبا بالروح الطیبه التی اخرجت من البدن الطیب ابشر فان لک ما لا اذن سمعت و لا خطر علی قلب بشر»

پیغمبر اکرم (ص) درباره‌ی ثواب مبارزین راه خدا فرمود: وقتی که مجاهد فی‌سبیل‌الله بر اثر تیر دشمن از اسب بر زمین افتد، هنوز پیکر پاکش نقش بر زمین نشده که خداوند متعال فرشته‌ای را به استقبال روحش می‌فرستد و او را به بهشت و نعمت‌ها و کرامت‌هایی که برایش مهیا شده است بشارت می‌دهد. وقتی که پیکر پاکش نقش بر زمین شد فرشته الهی به او می‌گوید آفرین بر تو ای روح پاک که از بدن پاک خارج شدی، برای تو مقام و منزلتی است که هرگز چشمی آن را ندیده و گوشی آن را نشنیده و به قلب کسی خطور نکرده است. (سفینه البحار، جلد1، ماده شهد، خصال شیخ‌صدوق، ص‌156، حدیث 196)

منبع:فرهنگ ایثار

در شجاعت و دلاوري رسول اکرم

امام علی علیه السلام

9و في حديثه ( عليه‏السلام )كُنَّا إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ اتَّقَيْنَا بِرَسُولِ اللَّهِ ( صلى‏الله‏عليه‏وآله )فَلَمْ يَكُنْ أَحَدٌ مِنَّا أَقْرَبَ إِلَى الْعَدُوِّ مِنْهُ

و معنى ذلك أنه إذا عظم الخوف من العدو و اشتد عضاض الحرب فزع المسلمون إلى قتال رسول الله ( صلى‏الله‏عليه‏وآله ) بنفسه فينزل الله تعالى النصر عليهم به و يأمنون مما كانوا يخافونه بمكانه

و قوله إذا احمر البأس كناية عن اشتداد الأمر و قد قيل في ذلك أقوال أحسنها أنه شبه حمي الحرب بالنار التي تجمع الحرارة و الحمرة بفعلها و لونها

و مما يقوي ذلك قول رسول الله ( صلى‏الله‏عليه‏وآله ) و قد رأى مجتلد الناس يوم حنين و هي حرب هوازن الآن حمي الوطيس

و الوطيس مستوقد النار فشبه رسول الله ( صلى‏الله‏عليه‏وآله ) ما استحر من جلاد القوم باحتدام النار و شدة التهابها

انقضى هذا الفصل و رجعنا إلى سنن الغرض الأول في هذا الباب


***

9- در گفتار آن حضرت عليه السّلام است (در شجاعت و دلاورى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله كه مانند آن در نامه نهم گذشت)

1- ما بوديم هنگاميكه خوف و ترس سرخ مى‏شد (كارزار سخت مى‏گشت) خود را بوسيله رسول خدا- صلّى اللّه عليه و آله- نگاه‏دارى مى‏نموديم، و هيچيك از ما از آن حضرت به دشمن نزديكتر نبود

(سيّد رضىّ «رحمه اللّه» فرمايد:) و معنى اين سخن آنست كه چون ترس از دشمن بسيار مى‏شد و گزيدن جنگ سخت مى‏گشت مسلمانان به جانبى كه شخص رسول خدا- صلّى اللّه عليه و آله- كارزار مى‏نمود مى‏گريختند، و خداى تعالى به بركت آن حضرت بايشان كمك مى‏فرستاد و آنها هم بوسيله آن بزرگوار از آنچه ترس داشتند آسوده مى‏شدند.

و فرمايش آن حضرت: إذا احمرّ البأس يعنى هنگاميكه خوف و ترس سرخ مى‏شد، كنايه است از سختى كارزار، و در آن چند قول گفته شده است نيكوترين آنها آنست كه گرم شدن جنگ را تشبيه و مانند نموده به آتشى كه گرمى و سرخى را بعمل و رنگش جمع نمايد (سوزان باشد و افروخته)

و اين قول را كمك ميكند فرمايش رسول خدا- صلّى اللّه عليه و آله- وقتى كه شمشير زدن مردم را در جنگ حنين (موضعى بين طائف و مكّه) ديد و آن جنگ هوازن (قبيله‏اى از قيس) بود: الان حمى الوطيس يعنى اكنون تنّور جنگ گرم شد،

و وطيس جاى افروختن آتش است، رسول خدا- صلّى اللّه عليه و آله- گرم شدن كارزار آنها را با فروختن آتش و زبانه كشيدن آن مانند نموده است.

اين فصل پايان يافت، و ما به روش اوّل خود در اين باب (كه مقصود بيان سخنان امام عليه السّلام بوده نه تفسير كلمات آن حضرت) باز گشتيم.


***

اندرز به لشکريان هنگام جنگ

امام علی علیه السلام


7و في حديثه ( عليه‏السلام )أنَّهُ شَيَّعَ جَيْشاً يُغْزِيهِ فَقَالَ أَعْذِبُوا عَنِ النِّسَاءِ مَا اسْتَطَعْتُمْ

و معناه أصدفوا عن ذكر النساء و شغل القلب بهن و امتنعوا من المقاربة لهن لأن ذلك يفت في عضد الحمية و يقدح في معاقد العزيمة و يكسر عن العدو و يلفت عن الإبعاد في الغزو

و كل من امتنع من شي‏ء فقد أعذب عنه و العاذب و العذوب الممتنع من الأكل و الشرب


***

7- در گفتار آن حضرت عليه السّلام است (هنگامى) كه آن بزرگوار لشگرى را بدرقه نموده آنها را بجنگ مى‏فرستاد (اندرز مى‏داد) و مى‏فرمود

1- آنچه مى‏توانيد از زنها دورى كنيد

(سيّد رضىّ «رحمه اللّه» فرمايد:) معنى اين سخن آنست كه (هنگام جنگ) از ياد زنها و دل بستن بآنها دورى نمائيد،

و از نزديكى با ايشان خوددارى كنيد كه آن بازوى حميّت و مردى را سست مى‏گرداند و در تصميمها اخلال نموده رخنه مى‏نمايد، و شخص را از دشمن شكست مى‏دهد، و از رفتن و كوشش نمودن در جنگ دور مى‏دارد،

و هر كه از چيزى امتناع نمايد (در باره او گفته ميشود: أعذب عنه يعنى) از آن دورى جسته و خود را نگاه‏داشته است، و عاذب و عذوب كسى است كه از خوردن و آشاميدن خوددارى نمايد.


***

زد و خورد با دشمن

امام علی علیه السلام

وَ قَالَ ( عليه السلام )لِابْنِهِ الْحَسَنِ ( عليه السلام )لَا تَدْعُوَنَّ إِلَى مُبَارَزَةٍ وَ إِنْ دُعِيتَ إِلَيْهَا فَأَجِبْ فَإِنَّ الدَّاعِيَ بَاغٍ وَ الْبَاغِي مَصْرُوعٌ


***

- امام عليه السّلام به فرزندش امام حسن عليه السّلام (در باره زد و خورد با دشمن) فرموده است

1- بايد (كسيرا) به مبارزه (بيرون آمدن از صفّ) نخوانى، و اگر ترا بآن دعوت نمودند (بعنوان دفاع) بپذير و بيرون رو، زيرا خواننده ستمكار است (چون از حدّ تجاوز و تهوّر و بى باكى كرده و از عدل و درستكارى دست برداشته و اين كار ستمگرى و دشمنى است) و ستمكار بر خاك افتاده است (گمان مى رود در دنيا هم بكيفر ستمگرى برسد و بخاك افتاده كشته شود. ابن ابى الحديد در اينجا مى نويسد: نشنيديم امام عليه السّلام هرگز كسيرا به مبارزه طلبيده باشد، بلكه يا خود آن حضرت خوانده شده و يا مبارز مى طلبيدند پس آن بزرگوار بجانب او مى رفت و از پايش در مى آورد).


***

عفو و گذشت از دشمن

امام علی علیه السلام


وَ قَالَ ( عليه السلام )إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّكَ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْهِ


***

- امام عليه السّلام (در عفو و گذشت از دشمن) فرموده است

1- هرگاه بر دشمنت دست يافتى پس بخشش و گذشت از او را شكر و سپاس (نعمت) توانائى بر او قرار ده (از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله روايت شده: روز قيامت نداكننده اى فرياد ميكند هر كه را بر خدا اجر و پاداشى است بايستد، و نمى ايستند مگر گذشت كنندگان، آيا نشنيديد فرمايش خداى تعالى را فمن عفا و أصلح

فأجره على اللّه س 42 ى 40 يعنى پس كسيكه از دشمن بگذرد و بين خود و او اصلاح نمايد بر خدا است كه اجر و پاداش او را عطا فرمايد).


***

هنگام آغاز نبرد به يارانش مى فرمود: آموزش تاكتيكهاى نظامى

امام علی علیه السلام


(16) (و كان يقول ( عليه‏السلام )) (لأصحابه عند الحرب)

لَا تَشْتَدَّنَّ عَلَيْكُمْ فَرَّةٌ بَعْدَهَا كَرَّةٌ وَ لَا جَوْلَةٌ بَعْدَهَا حَمْلَةٌ

وَ أَعْطُوا السُّيُوفَ حُقُوقَهَا وَ وَطِّنُوا لِلْجُنُوبِ مَصَارِعَهَا وَ اذْمُرُوا أَنْفُسَكُمْ عَلَى الطَّعْنِ الدَّعْسِيِّ وَ الضَّرْبِ الطِّلَحْفَى وَ أَمِيتُوا الْأَصْوَاتَ فَإِنَّهُ أَطْرَدُ لِلْفَشَلِ

فَوَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ مَا أَسْلَمُوا وَ لَكِنِ اسْتَسْلَمُوا وَ أَسَرُّوا الْكُفْرَ فَلَمَّا وَجَدُوا أَعْوَاناً عَلَيْهِ أَظْهَرُوهُ


***

16- امام عليه السّلام هنگام جنگ (در باره زد و خورد با دشمن) بياران خود مى‏فرمود

گريزى كه در پى آن بازگشت، و شكستى كه بعد از آن هجوم و حمله به دشمن است بر شما ناگوار نباشد (ننگ ندانيد، چنانكه اعراب تصوّر ميكنند، زيرا بسا مصلحت در گريز است تا دشمنان سنگرهايشان رها كرده پيش آيند و شما از پشت سر حمله نموده آنها را محاصره نمائيد، يا آنكه اگر بر اثر هجوم دشمن گريختيد نوميد نشويد، بلكه سبب شكست خود را تدارك كرده باز گرديد)

2 و حقوق شمشيرها را بپردازيد (با دلاورى شمشير بر دشمن فرود آوريد) و پهلوها (ى آنها) را بر زمين برسانيد (آنان را بخاك افكنده نابود سازيد) و به نيزه افكندنى كه به اندرون (دشمن) كارگر شده و به شمشير زدن استوار خود را وادار ساخته بسيار كوشش داشته باشيد، و آوازها را بميرانيد (اضطراب و نگرانى بخود راه نداده با دل آرام رو به دشمن آوريد) زيرا آن بيشتر ترس و نگرانى را دور ميكند،

3 سوگند به آن كه دانه را شكافت و انسان را آفريد (منافقين و دو رويان مانند معاويه و عمرو ابن عاص و مروان و ديگران در باطن) اسلام نياوردند، ولى (از ترس) زير بار رفتند (خود را مسلمان جلوه دادند) و كفر (شان) را پنهان داشتند، و هنگامى كه براى آن يارى كنندگان يافتند آنرا آشكار ساختند (پرچم مخالفت با دين و زد و خورد با ما را افراشتند).


***

از سخنان حضرت علی علیه السلام در ترغيب اصحابش به جهاد

امام علی علیه السلام

(211) (و من كلام له ( عليه‏السلام )) (يحث فيه أصحابه على الجهاد)

وَ اللَّهُ مُسْتَأْدِيكُمْ شُكْرَهُ وَ مُوَرِّثُكُمْ أَمْرَهُ وَ مُمْهِلُكُمْ فِي مِضْمَارٍ مَمْدُودٍ لِتَتَنَازَعُوا سَبَقَهُ فَشُدُّوا عُقَدَ الْمَآزِرِ وَ اطْوُوا فُضُولَ الْخَوَاصِرِ

لَا تَجْتَمِعُ عَزِيمَةٌ وَ وَلِيمَةٌ مَا أَنْقَضَ النَّوْمَ لِعَزَائِمِ الْيَوْمِ وَ أَمْحَى الظُّلَمَ لِتَذَاكِيرِ الْهِمَمِ


***

211- از سخنان آن حضرت عليه السّلام است كه در آن اصحاب خود را بجهاد و (جنگ در راه خدا) ترغيب مى فرمود

1 خداوند اداى سپاس (از نعمتهاى) خود را از شما مى خواهد، و امر و سلطنت خويش را براى شما باقى گذارده است (براى رياست روى زمين دوستان او شايستگى دارند) و بشما در ميدان وسيع مسابقه (دنيا) مهلت داده تا براى بدست آوردن چوگان (رياست

و سيادت) از يكديگر سبقت و پيشى گيرند، پس بندهاى جامه ها را محكم بنديد (در ميدان جنگ چيست و چالاك باشيد، يا آنكه از گناه دورى كنيد) و زيادى زير پهلوها را تا گرده درهم پيچيد (دامن جامه ها كه روى پاها مى كشد جمع كنيد، يا از خوردن و آشاميدن بسيار خوددارى نمائيد،

چنانكه مى فرمايد:) 2 انديشه كار با ميهمانى جمع نمى شود (پس اگر انديشه كاردارى تن پرستى را رها كن) 3 چه بسيار مى شكند و تباه مى سازد خواب تصميمهاى روز را (شخص مسافر با رفيقان تصميم مى گيرد كه شب زود راه افتاده فردا پيش از فشار گرما بمنزل رسند، و ليكن چون شب آيد خواب شيرين غلبه كرده آن تصميم را از بين ببرد) 4 و چه بسيار تاريكى ها ياد تصميمها را از خاطر بزدايد (مردم سست رگ در روز همّت گمارند كه كارى را در شب انجام دهند، ولى شب كه تاريكى جهان را فرو گرفت از انديشه خود چشم پوشيده به خواب غفلت روند، و مردان با همّت دامن سعى و كوشش به كمر زده خواب و آسايش بر خود حرام نمايند تا بمقصود دست يابند).


***

ازسخنان حضرت علی علیه السلام در ترغيب اصحاب خودبه جهاد

امام علی علیه السلام

(124) (و من كلام له ( عليه‏السلام )) (في حث أصحابه على القتال)

فَقَدِّمُوا الدَّارِعَ

وَ أَخِّرُوا الْحَاسِرَ

وَ عَضُّوا عَلَى الْأَضْرَاسِ

فَإِنَّهُ أَنْبَى لِلسُّيُوفِ عَنِ الْهَامِ

وَ الْتَوُوا فِي أَطْرَافِ الرِّمَاحِ

فَإِنَّهُ أَمْوَرُ لِلْأَسِنَّةِ

وَ غُضُّوا الْأَبْصَارَ فَإِنَّهُ أَرْبَطُ لِلْجَأْشِ

وَ أَسْكَنُ لِلْقُلُوبِ

وَ أَمِيتُوا الْأَصْوَاتَ فَإِنَّهُ أَطْرَدُ لِلْفَشَلِ

وَ رَايَتَكُمْ فَلَا تُمِيلُوهَا وَ لَا تُخَلّوُهَا

وَ لَا تَجْعَلُوهَا إِلَّا بِأَيْدِي شُجْعَانِكُمْ

وَ الْمَانِعِينَ الذِّمَارَ مِنْكُمْ

فَإِنَّ الصَّابِرِينَ عَلَى نُزُولِ الْحَقَائِقِ هُمُ الَّذِينَ يَحُفُّونَ بِرَايَاتِهِمْ

وَ يَكْتَنِفُونَهَا حِفَافَيْهَا

وَ وَرَاءَهَا وَ أَمَامَهَا

لَا يَتَأَخَّرُونَ عَنْهَا فَيُسْلِمُوهَا

وَ لَا يَتَقَدَّمُونَ عَلَيْهَا فَيُفْرِدُوهَا

أَجْزَأَ امْرُؤٌ قِرْنَهُ

وَ آسَى أَخَاهُ بِنَفْسِهِ

وَ لَمْ يَكِلْ قِرْنَهُ إِلَى أَخِيهِ

فَيَجْتَمِعَ عَلَيْهِ قِرْنُهُ وَ قِرْنُ أَخِيهِ

وَ ايْمُ اللَّهِ لَئِنْ فَرَرْتُمْ مِنْ سَيْفِ الْعَاجِلَةِ لَا تَسْلَمُوا مِنْ سَيْفِ الْآخِرَةِ

وَ أَنْتُمْ‏

لَهَامِيمُ الْعَرَبِ وَ السَّنَامُ الْأَعْظَمُ

إِنَّ فِي الْفِرَارِ مَوْجِدَةَ اللَّهِ

وَ الذُّلَّ اللَّازِمَ

وَ الْعَارَ الْبَاقِيَ

وَ إِنَّ الْفَارَّ لَغَيْرُ مَزِيدٍ فِي عُمْرِهِ

وَ لَا مَحْجُوزٍ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ يَوْمِهِ

الرَّائِحُ إِلَى اللَّهِ كَالظَّمْآنِ يَرِدُ الْمَاءَ

الْجَنَّةُ تَحْتَ أَطْرَافِ الْعَوَالِي

الْيَوْمَ تُبْلَى الْأَخْبَارُ

وَ اللَّهِ لَأَنَا أَشْوَقُ إِلَى لِقَائِهِمْ مِنْهُمْ إِلَى دِيَارِهِمْ

اللَّهُمَّ فَإِنْ رَدُّوا الْحَقَّ فَافْضُضْ جَمَاعَتَهُمْ

وَ شَتِّتْ كَلِمَتَهُمْ

وَ أَبْسِلْهُمْ بِخَطَايَاهُمْ

إِنَّهُمْ لَنْ يَزُولُوا عَنْ مَوَاقِفِهِمْ دُونَ طَعْنٍ دَرَاكٍ يَخْرُجُ مِنْهُ النَّسِيمُ

وَ ضَرْبٍ يَفْلِقُ الْهَامَ

وَ يُطِيحُ الْعِظَامَ

وَ يُنْدِرُ السَّوَاعِدَ وَ الْأَقْدَامَ

وَ حَتَّى يُرْمَوْا بِالْمَنَاسِرِ تَتْبَعُهَا الْمَنَاسِرُ

وَ يُرْجَمُوا بِالْكَتَائِبِ تَقْفُوهَا الْحَلَائِبُ

وَ حَتَّى يُجَرَّ بِبِلَادِهِمُ الْخَمِيسُ يَتْلُوهُ الْخَمِيسُ

وَ حَتَّى تَدْعَقَ الْخُيُولُ فِي نَوَاحِرِ أَرْضِهِمْ

وَ بِأَعْنَانِ مَسَارِبِهِمْ وَ مَسَارِحِهِمْ

أقول الدعق الدق أي تدق الخيول بحوافرها أرضهم

و نواحر أرضهم متقابلاتها

يقال منازل بني فلان تتناحر أي تتقابل


***

124- از سخنان آن حضرت عليه السّلام است در ترغيب اصحاب خود بجهاد (و تعليم آداب و رسوم جنگ):

(چون در كارزار با دشمن روبرو شديد) (1) پس زره دار را جلو قرار دهيد و بى زره را در عقب،

و دندانها را بر هم فشار دهيد (در جنگ ثبات قدم داشته سختيها را بخود هموار نمائيد)

زيرا استقامت در جنگ شمشيرها را از سرها بيشتر دور ميكند (تحمّل سختيهاى كارزار از هر تدبيرى براى بدست آوردن فتح و فيروزى بهتر است)

(2) در اطراف نيزه ها پيچ و خم داشته باشيد (موقعى كه نيزه بر دشمن فرود مى آوريد خود را كوتاه و بلند كنيد، يا در موقعى كه دشمن نيزه بطرف شما حواله ميكند خود را دور نمائيد)

زيرا زدن نيزه ها باين طرز مؤثّرتر است (از فرود آوردن آنها بدون پيچ و خم، يا آنكه در مقابل كمتر اصابت ميكند)

(3) و چشمها را پائين اندازيد (بهر طرف نگاه نكنيد) زيرا چشم پوشاندن سبب بسيارى قوّت قلب و آرامى دلها (و نترسيدن از دشمن) است،

(4) و صداها را خاموش كنيد (غوغاء و هياهو بر پا ننمائيد) زيرا متانت و آرامى (از هر چيز) خوف و ترس را زودتر دور ميكند (چون ترسوها در كارزار هو و جنجال ميكنند و دليران سخن نگفته كار خويش انجام مى دهند)

(5) و پرچم خود را از جاى حركت نداده دورش را خالى نكنيد (كه موجب شكست لشگر خواهد شد، چون همه متوجّه پرچم مى باشند)

و آنرا بدست هر كس ندهيد مگر به دلاوران

و كسانيكه شما را از هر پيش آمد بدى مانع ميشوند و از آنچه كه حفظ و نگهدارى آن لازم است دفاع مى نمايند (و البتّه چنين كسانى پرچم از دست نمى دهند مگر اينكه ظفر يافته يا كشته شوند)

(6) زيرا كسانيكه بر بلاها و سختيها (ى جنگ) شكيبا هستند آنانند كه به اطراف پرچم دور زده

آنرا از راست و چپ و عقب و جلو نگهدارى مى نمايند،

از آن عقب نمى افتند كه (به دشمن) تسليم نمايند،

و بر آن پيشى نمى گيرند كه آنرا تنها گذارند.

(7) بايد مرد (در كارزار) از دشمنى كه با او روبرو ميشود دفاع نمايد،

و (پس از مغلوب نمودن يا كشتن او) برادر (همكار) خود را يارى كند،

و نبايد دشمن خويش را رها كرده بسوى برادرش توجّه دهد

تا با دشمن برادر همدست شده (او را از ميان برداشته) باتّفاق آهنگ او كنند

(8) و سوگند بخدا اگر از

شمشير دنيا فرار كنيد از شمشير آخرت به سلامت نمى مانيد (اگر بجهاد نرفته در راه خدا شمشير نزنيد از عذاب ابدىّ نمى رهيد)

و (از چه رو براى شمشير زدن و جلوگيرى از دشمن خود را آماده نمى سازيد در حالتى كه) شما اشراف عرب و كوهانهاى بزرگ (بلند قدر) هستيد،

(9) بتحقيق فرار (از جنگ) سبب خشم خدا (دورى از رحمت حقّ تعالى) و ذلّت و بيچارگى و عار و ننگ هميشگى است،

(10) و بعمر و زندگانى فرار كننده افزوده نمى شود

و فرار مانع از مرگش نمى گردد،

(11) رونده بسوى خدا (جهاد كننده را بايد شوق) مانند تشنه اى باشد كه به آب مى رسد،

(12) بهشت زير جوانب نيزه ها است (پس طالب سعادتمندى و بهشت جاويدانى نبايد از جنگ و كشته شدن در راه خدا فرار نمايد)

(13) امروز خبرها آشكار مى گردد (در موقع شمشير زدن و كشتن و كشته شدن درستى و نادرستى گفتار هر كس هويدا ميشود)

(14) سوگند بخدا اشتياق من به ملاقات آنها (دشمنان) بيشتر است از اشتياق ايشان به شهرهاشان.

(15) بار خدايا اگر ردّ حقّ كرده و در صدد دشمنى با آن هستند جمعيّتشان را پراكنده ساز

و اختلاف كلمه ميانشان انداز،

و آنها را به گناهانشان هلاك فرما

كه (16) ايشان از موقفهاى خود هرگز دور نمى شوند (از تصميم بفتنه و فساد دست بر نمى دارند، پس اگر شما ياران من با آنها جنگ نكرده متعرّضشان نشويد) بى نيزه زدن پياپى كه جان از تن دشمن خارج شود

و بى شمشير زدنى كه كاسه سر را بشكافته

استخوانها را خرد و بازوها و قدمها را قطع نمايد (تباهكارى خود را ادامه داده شما را مغلوب خواهند نمود)

(17) و از جاهاى خود حركت نمى كنند تا اينكه لشگرها دسته دسته و پياپى با آنها روبرو شده

و سپاهيان بيشمار با اسبهاى يدكى كه براى نصرت و يارى از هر كجا تهيه شده در عقب دارند با آنان بجنگند،

(18) و تا اينكه لشگر بسيار كه در پى لشگر كلان است (و پنج سمت آنها يعنى جلو و عقب و راست و چپ و قلبشان منظّم و آراسته مى باشد) به شهرهاى ايشان وارد شوند،

(19) و تا اينكه اسبها با سمها زمينهاى پهلوى يكديگر (خانه ها) و دور تا دور چراگاههاى حيوانات ايشان را بكوبند. (خلاصه بهمه چيز آنها تسلّط يابند.

سيّد رضىّ فرمايد:)

مى گويم: الدّعق بمعنى كوفتن است يعنى اسبها زمين آنها را با سمها بكوبند،

و نواحر الأرض زمينهاى برابر يكديگر است،

و گفته ميشود: منازل بنى فلان تتناحر يعنى منزلهاى فرزندان فلان برابر يكديگر مى باشد.


***

از سخنان امیرالمومنین علی علیه السلام درباره آداب جنگ

امام علی علیه السلام


(65) (و من كلام له ( عليه‏السلام )) (كان يقوله لأصحابه في بعض أيام صفين)

مَعَاشِرَ الْمُسْلِمِينَ

اسْتَشْعِرُوا الْخَشْيَةَ

وَ تَجَلْبَبُوا السَّكِينَةَ

وَ عَضُّوا عَلَى النَّوَاجِذِ

فَإِنَّهُ أَنْبَى لِلسُّيُوفِ عَنِ الْهَامِ

وَ أَكْمِلُوا اللَّأْمَةَ

وَ قَلْقِلُوا السُّيُوفَ فِي أَغْمَادِهَا قَبْلَ سَلِّهَا

وَ الْحَظُوا الْخَزْرَ

وَ اطْعَنُوا الشَّزْرَ

وَ نَافِحُوا بِالظُّبَى

وَ صِلُوا السُّيُوفَ بِالْخُطَا

وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ بِعَيْنِ اللَّهِ

وَ مَعَ ابْنِ عَمِّ رَسُولِ اللَّهِ (( صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلم ))

فَعَاوِدُوا الْكَرَّ

وَ اسْتَحْيُوا مِنَ الْفَرِّ

فَإِنَّهُ عَارٌ فِي الْأَعْقَابِ

وَ نَارٌ يَوْمَ الْحِسَابِ

وَ طِيبُوا عَنْ أَنْفُسِكُمْ نَفْساً

وَ امْشُوا إِلَى الْمَوْتِ مَشْياً سُجُحاً

وَ عَلَيْكُمْ بِهَذَا السَّوَادِ الْأَعْظَمِ

وَ الرِّوَاقِ الْمُطَنَّبِ

فَاضْرِبُوا ثَبَجَهُ

فَإِنَّ الشَّيْطَانَ كَامِنٌ فِي كِسْرِهِ

قَدْ قَدَّمَ لِلْوَثْبَةِ يَداً

وَ أَخَّرَ لِلنُّكُوصِ رِجْلًا

فَصَمْداً صَمْداً»

حَتَّى يَنْجَلِيَ لَكُمْ عَمُودُ الْحَقِّ ( وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ

وَ اللَّهُ مَعَكُمْ وَ لَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمالَكُمْ)


***

65- از سخنان آن حضرت عليه السّلام است (در آداب جنگ)

روزى در جنگ صفّين

(كه شبش ليلة الهرير و آن در ماه صفر سال سى و هفت هجرى بود) براى اصحاب خود بيان فرمود:

(1) اى گروه مسلمانان،

خوف و ترس را شعار خود بنمائيد (و از خدا بترسيد و در كارزار با دشمن سستى ننمائيد)

و وقار و آرامى (در كارزار) را رويّه خويش قرار دهيد (از روبرو شدن با دشمن پرهيز نكنيد)

و دندانهاتان را بر هم بفشاريد (در جنگ استقامت ورزيد، و سختيهاى كارزار را بخود هموار نمائيد)

زيرا اين طرز رفتار، شمشيرها را از سرها دور كننده تر است (استقامت در جنگ و تحمّل سختيهاى كارزار از هر حيله و تدبيرى براى شكست دشمن بهتر و نتيجه اش فتح و فيروزى است)

(2) و زره را كامل بپوشيد (زره خود دار و آستين دار بپوشيد تا جائى از تن شما نمايان نباشد)

و شمشيرها را در غلاف پيش از بيرون كشيدن بجنبانيد (تا در وقت حاجت بيرون كشيدن آن آسان باشد، و يا اينكه صداى آلات جنگ را به گوش دشمن رسانيده خود را آماده نشان دهيد تا نگران گشته بترسد و باعث مغلوبيّت او شود)

و (دشمن را) به گوشه چشم و خشمناك بنگريد (زيرا بتمام چشم نگاه كردن علامت ترس و شگفت است كه بر اثر آن دشمن جرأت يافته ممكن است غلبه نمايد)

و بجانب چپ و راست نيزه بزنيد (اطراف را بپائيد كه شايد دشمن در كمين نشسته از چپ يا راست حمله نمايد)

و با نوك و دم شمشيرها زد و خورد نمائيد (دشمن را از جلو آمدن مانع گرديد)

و شمشيرها را (اگر كوتاه است) به پيش نهادن گامها (به دشمن) برسانيد (خود را باو نزديك سازيد كه علامت مردى و دليرى پا پيش نهادن است نه دورى نمودن و بنوك شمشير اشاره كردن، روايت شده كه در يكى از جنگها بحضرت عرض شد شمشير تو كوتاه است، فرمود به گامى آنرا بلند گردانم)

(3) و بدانيد كه خدا شما را در نظر دارد (كردار شما را مى بيند)

و با پسر عموى رسول خدا، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، مى باشيد،

پس پى در پى (به دشمن) حمله كنيد،

و از گريختن شرم نمائيد،

زيرا فرار ننگ براى اعقابست (فرزندانتان را بعد از شما سرزنش خواهند كرد)

و آتش روز حساب و رستاخيز مى باشد (گريخته از جنگ در قيامت بعذاب الهىّ گرفتار خواهد شد)

(4) و خوشحال باشيد كه روحتان (در جنگ) از بدن جدا گردد،

و به آسانى بسوى مرگ برويد (از كشته شدن در راه حقّ براى يارى دين خورسند باشيد، زيرا حيات عاريتى را بدل به زندگانى جاويدان خواهيد ساخت، چنانكه در قرآن كريم س 3 ى 169 مى فرمايد: وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ يعنى گمان مكن كسانيكه در راه خدا كشته شدند مرده اند، بلكه زنده اند و از جانب پروردگارشان روزى داده ميشوند)

(5) و بر شما باد (حمله) باين سياهى بسيار بزرگ (لشگر انبوه معاويه)

و سرا پرده

افراشته شده بطنابها (خيمه معاويه، گفته اند: سرا پرده بلندى براى معاويه بر پا كرده بودند كه صد هزار نفر در اطراف آن گرد آمده پيمان بسته بودند كه متفرّق نشوند اگر چه كشته گردند)

پس درون آن سرا پرده را بزنيد (همّت گماريد تا آن خيمه را متصرّف گرديد)

زيرا شيطان (معاويه) در گوشه آن پنهان است

كه براى بر جستن دست پيش داشته

و براى برگشتن پا پس نهاده (در كار زار ثابت قدم نيست و مضطرب و نگران است اگر ترسيديد بر شما مسلّط گردد، و اگر دلير بوديد مغلوب شده فرار اختيار نمايد)

(6) پس (جنگيدن با او و همراهانش را) قصد كنيد (مهيّاى حمله و نابود كردن ايشان گشته در اين كار اقدام نمائيد)

تا حقيقت حقّ براى شما هويدا گردد (در دنيا و آخرت سعادتمند شويد، چنانكه در قرآن كريم س 47 ى 35 مى فرمايد: فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَكُمْ وَ لَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمالَكُمْ يعنى اى مؤمنين در جنگ با كفّار سست نشويد و صلح و آشتى را از آنها در خواست ننمائيد كه موجب عجز و ناتوانايى شما گردد) و شما برتر و بالاتريد (شما بر حقّيد و غلبه و فيروزى از آن شما است)

و خدا با شما همراه است و هرگز (پاداش) كردارتان را ناقص و كم نمى گرداند (شما را در دنيا و آخرت رستگار مى نمايد).


***