'بهجت' عارفان از 'رهایی' انسان می‌گوید

به گزارش جهان؛ آیت‌الله العظمی "محمد بهجت فومنی" در اواخر سال ۱۳۳۴ ه.ق. در خانواده‌ای دیندار و تقواپیشه، در شهر مذهبی فومن واقع در استان گیلان، چشم به جهان گشود.

هنوز ۱۶ ماه از عمرش نگذشته بود كه مادرش را از دست داد و از اوان كودكی طعم تلخ یتیمی را چشید؛ درباره نام آیت‌الله بهجت خاطره‌ای شیرین از یكی از نزدیكان آقا نقل شده است كه ذكر آن در اینجا جالب می‌نماید، و آن اینكه:

پدر آیت‌الله بهجت در سن ۱۶-۱۷ سالگی بر اثر بیماری "وبا" در بستر بیماری می‌افتد و حالش بد می‌شود به گونه‌ای كه امید زنده ماندن او از بین می‌رود؛ وی می‌گفت: در آن حال ناگهان صدایی شنیدم كه گفت: «‌با ایشان كاری نداشته باشید، زیرا ایشان پدر محمد‌تقی است.‌»

تا اینكه با آن حالت خوابش می‌برد و مادرش كه در بالین او نشسته بود گمان می‌كند وی از دنیا رفته اما بعد از مدتی پدر آقای بهجت از خواب بیدار می شود و حالش رو به بهبودی می رود و بالاخره كاملاً شفا می یابد.

چند سال پس از این ماجرا تصمیم به ازدواج می گیرد و سخنی را كه در حال بیماری به او گفته شده بود كاملاً از یاد می برد، بعد از ازدواج نام اولین فرزند خود را به نام پدرش مهدی می‌گذارد، فرزند دومی دختر بوده، وقتی فرزند سومین را خدا به او می دهد، اسمش را « محمد حسین» می گذارد، و هنگامی كه خداوند چهارمین فرزند را به او عنایت می كند به یاد آن سخن كه در دوران بیماری اش شنیده بود می‌افتد، و وی را «محمد‌تقی‌» نام می‌نهد‌ ولی وی در كودكی در حوض آب می افتد و از دنیا می رود، تا اینكه سرانجام پنجمین فرزند را دوباره «‌محمد‌تقی‌» نام می‌گذارد، و بدینسان نام آیت‌الله بهجت مشخص می‌گردد.

تحصیلات
تحصیلات ابتدایی را در مكتب خانه فومن به پایان برد، و پس از آن در همان شهر به تحصیل علوم دینی ‌پرداخت.

به هر حال، روح كمال جو و جان تشنه او تاب نیآ ورد و پس از طی دوران مقدماتی تحصیلات دینی در شهر فومن، به سال ۱۳۴۸ ه.ق. هنگامی كه تقریباً ۱۴ سال از عمر شریفش می گذشت به عراق مشرّف شد و در كربلای معلّی اقامت‌ گزید.
بنا به گفته یكی از شاگردان نزدیك ایشان، معظّم له خود به مناسبتی فرمودند: « بیش از یك سال از اقامتم در كربلا گذشته بود كه مكلّف شدم.»
آری، دست تربیت حضرت ربّ سبحانه هماره بندگان شایسته را از اوان كودكی و نوجوانی تحت نظر جهان بین خود گرفته و فیوضاتش را شامل حال آنان گردانیده و پیوسته می پاید، تا در بزرگی مشعل راهبری راه پویان طریق الی الله را به دستشان بسپارد.

بدین سان، آیت الله بهجت حدود چهار سال در كربلای معلّی می ماند و از فیوضات سید الشهداء علیه السلام استفاده نموده و به تهذیب نفس می پردازد و در طی این مدت بخش معظمی از كتابهای فقه و اصول را در محضر استادان بزرگ آن دیار مطهّر می‌خواند.

در سال ۱۳۵۲ه.ق. برای ادامه تحصیل به نجف اشرف مشرّف می گردد و قسمتهای پایانی سطح را در محضر آیات عظام از آن جمله مرحوم آیت الله آقا شیخ مرتضی طالقانی به پایان می رساند. با این همه، همّت او تنها مصروف علوم دینی نبوده، بلكه عشق به كمالات والای انسانی هماره جان ناآرام او را به جستجوی مردان الهی و اولیاء برجسته وا می داشته ‌است.

یكی از شاگردان آیت الله بهجت می گوید: در سالهای متمادی كه در درس ایشان شركت می جویم هرگز نشنیده ام كه جز در موارد نادر درباره خود مطلبی فرموده باشد. از جمله سخنانی كه از زبان مباركش درباره خود فرمود، این است كه در ضمن سخنی به مناسبت تجلیل از مقام معنوی استاد خود حضرت آیت الله نائینی(ره) فرمود: « من در ایام نوجانی در نماز جماعت ایشان شركت می نمودم، و از حالات ایشان چیزهایی را درك می كردم. »

استادان بر جسته فقه و اصول
آیت الله بهجت پس از اتمام دوره سطح، و درك محضر استادان بزرگی چون آیات عظام: آقا سید ابوالحسن اصفهانی(ره)، آقا ضیاء عراقی(ره)، و میرزای نائینی(ره)، به حوزه گرانقدر و پر محتوای آیتِ حقّ حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی (ره)، معروف به غروی وارد شد و در محضر آن علامه كبیر به تكمیل نظریات فقهی و اصولی خویش پرداخت، و به یاری استعداد درخشان و تأییدات الهی از تفكرات عمیق و ظریف و دقیق مرحوم علامه كمپانی، كه دارای فكری سریع و جوّال و متحرك و همراه با تیز بینی بوده، بهره ها برد.
آیت الله محمد تقی مصباح درباره استفاده آیت الله بهجت از استادان خود می گوید:

«در فقه بیشتر از مرحوم آقا شیخ محمد كاظم شیرازی- كه شاگردان مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی و از استادان بسیار برجسته نجف اشرف بود- استفاده كرده، و در اصول از مرحوم آقای نائینی، و سپس بیشتر از مرحوم آقا شیخ محمد حسین غروی اصفهانی فایده برده بودند، هم مدّت استفاده شان از مرحوم اصفهانی بیشتر بود و هم استفاده های جنبی دیگر. »

در ادامه مروری کوتاه به برخی از توصیه‌های مستقیم اخلاقی آیت‌الله بهجت خواهیم داشت.

رساله عملیه را باید بگیرند و بخوانند و بفهمند
جماعتی از مؤمنین و مؤمنات، طالب نصیحت هستند؛ بر این مطالبه، اشکالاتی وارد است، از آن جمله:
۱. نصیحت در جزئیات است، و موعظه، اعمّ است از کلیات و جزئیات؛ ناشناسها و همدیگر را نصیحت نمی کنند.

۲. « من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم یعلم »؛ « [ من عمل بما علم] کفی ما لم یعلم » ؛ ( والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا ).
آنچه می دانید، عمل کنید؛ و در آنچه نمی دانید؛ احتیاط کنید تا روشن شود؛ و اگر روشن نشد، بدانید که بعض معلومات را زیر پا گذاشته اید؛ طلب موعظه از غیر عامل، محل اعتراض است؛ و قطعاً مواعظی را شنیده اید و می دانید، عمل نکردید، و گرنه روشن بودید.

۳. همه می دانند که « رساله عملیه» را باید بگیرند و بخوانند و بفهمند، و تطبیق عمل بر آن نمایند، و حلال و حرام را با آن تشخیص بدهند؛ و همچنین مدارک شرعیه [را] اگر اهل استنباط باشند؛ پس نمی توانند بگویند:
« ما نمی دانیم چه بکنیم و چه نکنیم. »

۴. کسانی که به آنها عقیده دارید، نظر به اعمال آنها نمایید، آنچه می کنند از روی اختیار، بکنید، و آنچه نمی کنند از روی اختیار، نکنید؛ و این، از بهترین راه های وصول به مقاصد عالیه است؛ « کونوا دعاة إلی الله بغیر ألسنتکم »؛
مواعظ عملیه، بالاتر و مؤثرتر از مواعظ قولیه است.

۵. از واضحات است که خواندن قرآن در هر روز، و ادعیه مناسبه اوقات و امکنه، در تعقیبات وغیرآنها؛ و کثرت تردد در مساجد و مشاهد مشرفه؛ و زیارت علما و صلحاء و همنشینی با آنها، از مرضیات خدا و رسول(ص) است و باید روز به روز، مراقب زیادتی بصیرت و انس به عبادت و تلاوت و زیارت باشد.

و بر عکس، کثرت مجالست با اهل غفلت، مزید قساوت و تاریکی قلب و استیحاش از عبادت و زیارات است؛ از این جهت است که احوال حسنه حاصله از عبادات و زیارات و تلاوتها، به سبب مجالست با ضعفا در ایمان، به سوء حال و نقصان، مبدل می شوند؛ پس، مجالست با ضعیف الایمان- در غیر اضطرار و برای غیر هدایت آنها- سبب می شود که ملکات حسنه خود را از دست بدهد، بلکه اخلاق فاسده آنها را یاد بگیرد:

« جالسوا من یذکرکم الله رؤیته، و یزید فی علمکم منطقه، و یرغبکم فی الاخرة عمله. »

۶. از واضحات است که ترک معصیت در اعتقاد و عمل، بی نیاز می کند از غیر آن؛ یعنی غیر، محتاج است به آن، و او محتاج غیر نیست، بلکه مولد حسنات و دافع سیئات است:
( و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون. )

عبودیت ترک معصیت در عقیده و عمل

بعضی گمان می کنند که ما از ترک معصیت عبور کرده ایم!! غافلند از اینکه معصیت، اختصاص به کبائر معروفه ندارد، بلکه اصرار بر صغائر هم، کبیره است؛ مثلاً نگاه تند به مطیع، برای تخویف، إیذاءِ محرم است؛ [و] تبسم به عاصی، برای تشویق، اعانت بر معصیت است.

محاسن اخلاق شرعیه و مفاسد اخلاق شرعیه، در کتب و رسائل عملیه، متبین شده اند. دوری از علما و صلحا، سبب می شود که سارقین دین، فرصت را غنیمت بشمارند و ایمان و اهلش را بخرند به ثمنهای بَخس و غیر مبارک، همه اینها مجرب و دیده شده است.
از خدا می خواهیم که عیدی ما را در اعیاد شریفه اسلام و ایمان، موفقیت به «عزم راسخ ثابت دائم بر ترک معصیت» قرار بدهد که مفتاح سعادت دنیویه و اخرویه است، تا اینکه ملکه بشود ترک معصیت؛ و معصیت برای صاحب ملکه، به منزله زهر خوردن برای تشنه است، یا میته خوردن برای گرسنه است البته اگر این راه تا آخر، مشکل بود و به سهولت و رغبت، منتهی نمی شد، مورد تکلیف و ترغیب و تشویق از خالق قادر مهربان نمی شد.

چه کسی احتیاج به هیچ وعظی ندارد
گفتم که: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هیچ
در خانه اگر کس است، یک حرف بس است
بارها گفته ام و بار دگر می گویم: « کسی که بداند هر که خدا را یاد کند، خدا همنشین اوست، احتیاج به هیچ وعظی ندارد، می داند چه باید بکند و چه باید نکند؛ می داند که آنچه را که می داند، باید انجام دهد، و در آنچه که نمی داند، باید احتیاط کند. »
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
الاقل محمد تقی البهجة

صلوات، منهدم‌كننده گناهان
اين روايت در كتاب جامع الاخبار ـ كه در مؤلف آن اختلاف است كه چه كسى است ـ آمده است: «مَنْ صَلّى عَلَىَّ مَرَّةً، لَمْ يَبْقَ لَهُ مِنْ ذُنُوبِهِ ذَرَّةٌ.» هر كس يك بار بر من صلوات بفرستد، يك ذرّه از گناهانش باقى نمى ماند.(۱)
سؤال: آيا با اخبار «مَنْ بَلَغَ» مى توان اين روايت و نتيجه ى آن را اثبات كرد؟(۲)
جواب: ثبوت ثواب در صلواتِ بر محمّد و آل محمّد ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ معلوم است و براى اثبات آن محتاج به حديث «مَنْ بَلَغ» نيست.

چندين چراغ داريم و بى راهه مى رويم!
در روايت آمده است كه رسول اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ فرمود: «أَهْلُ بَيْتى أَمانٌ لاِءَهْلِ الاْءَرْضِ، كَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاِءَهْلِ السَّماواتِ.» اهل بيت من، مايه ى امنيّت زمينيان هستند، همان گونه كه ستارگان مايه ى امنيّت آسمانيان هستند.(۱)
آيا امكان دارد در شدايد و گرفتارى ها به آن ها پناهنده شويم و آن ها چاره نكنند و پناه ندهند و بلا را از ما مرتفع نكنند؟!

راه اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ ، راه نجات و سعادت و امان و مايه ى سلامت دارَيْن دنيا و آخرت است.

گويا در مورد حضرت عبدالعظيم در روايت آمده است كه «أَمانٌ لاِءَهْلِ رى.»؛ در مورد حضرت موسى بن جعفر ـ عليهماالسّلام ـ است كه: «أَمانٌ لاِءَهْلِ بَغْدادٍ.»؛ و شايد در مورد زكريّا بن آدم وارد شده باشد كه: «أَمانٌ لاِءَهلَ قُمٍّ.»

چندين چراغ داريم و بى راهه مى رويم! همه ى اين ها را داريم، ولى نمى خواهيم متابعت كنيم!

به بعضى از اطبّا كه براى احوالپرسى از تهران به اين جا مى آمدند، گفتم: شما با كسى كه خودش نمى خواهد مراعات حفظ صحّت كند، چه مى كنيد؟ من مى دانم پياده روى، شرط صحّت است، يا فلان چيز مخالف سلامتى و صحّت است، ولى باز آن را به جا مى آوريم، يا افراط و تفريط مى نماييم! ما خود نمى خواهيم اين راه را، كه راه خدا و رسول و اولياى اوست، طىّ كنيم، بلكه راهى را مى خواهيم كه در آن استغفار و ذكر و گريه نباشد. نظير اين كه نزد شخصى رفتند و گفتند: ذكرى به ما دستور بدهيد. وى مى گويد كه گفتم: نماز بخوانيد. گفتند: مى خواهيم ذكرى بدهيد كه نماز نخوانيم. دَواؤُكَ مِنْكَ وَ لاتُبْصِرُ وَ داؤُكَ فيكَ وَ لا تَشْعُر ُ(۲) درمان تو از تو است ولى تو آن را نمى بينى، و درد تو نيز در تو است، ولى تو بدان آگاه نيستى. خود را مريض نمى دانيم، وگرنه علاج آن آسان است. هر كس راهى براى رسيدن به سعادت و امان يافت و به دست آورد، بايد به دوستان و اهل امانت و وثاقت و ديانت برساند.

همیشه در محضر خدا هستیم
ما مهمان خدا هستيم ؛ در سفره او هستيم ، مى بيند ما را، مى داند ما چه كار مى كنيم ، مى داند كه ما خيال داريم چه كنيم ؛ بهتر از ما مى داند خيالات ما را. ما يك چيزهايى را خيال مى كنيم و خيال مى كنيم اين خيالات ما واقعيّت پيدا مى كند، و آن خيالات واقعيّت پيدا نمى كند، [و] خدا مى داند بر عكس است ؛ آنهايى را كه خيال مى كنيم واقعيّت پيدا مى كند، واقعيّت پيدا نمى كند، و آنهايى را كه خيال مى كنيم واقعيّت پيدا نمى كند، واقعيت پيدا مى كند، تا اين مقدار مطّلع است !

خدا كه مطّلع است ، معلوم [است ]، ملائكه اش ، رُسُلش ، همه جا در راست ، چپ ، اين طرف آن طرف ، همه جا هستند.
نمى شود از خدا مخفى كرد؛ خوب پس [حالا] كه نمى شود مخفى كرد و خدا مى بيند، مى داند و قادر هم هست ، يك چيزهاى را دوست دارد، يك چيزهايى را دوست ندارد و براى خودِ ماست ، والاّ براى او فرقى نمى كند؛ و اگر اين جور است ، آيا ما بيش از اين حاجت داريم كه همين قدر مطّلع باشيم كه ((خدا بر ظاهر ما و بر باطن ما مطّلع است ))؟

توافق، در پشت پرده ى يك گذشت، مخفى شده است!
در روايت دارد كه: «گاهى مؤمن به همّ و غم مبتلا مى شود، چون در جاى ديگر روى زمين، مؤمنى به همّ و غمّ گرفتار شده است.» اين ارتباط روحى مؤمنان را مى رساند. چنان كه قرآن دافع و رافع بلا و غم است، ذكر فضايل اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ نيز چنين است. چنان كه دعا، هم دافعِ بلا است و هم رافع. بنابراين، ما بايد پيش از آمدن بلا بر سر مؤمنين و نيز براى رفع بلايا بعد از آمدن آن، دعا كنيم، و دعا كردن با صبر در برابر بلا منافات ندارد؛ زيرا ما را به بى صبرى دعوت نكرده اند.

در مشكلات بايد بنشينيم و با هم تفاهم كنيم و نتيجه ى صحيح را بگيريم. اگر مى خواهيم در زندگى به تفاهم برسيم، بايد بنشينيم با هم تفاهم كنيم و هر كس عقل و فهم و شعور بيشتر دارد بايد جور نادان را بكشد و او را به راه صحيح راهنمايى كند. بهتر اين است كه به جاى ايراد گرفتن، به فكر برطرف كردن عيوب يكديگر باشيم. بايد راه توافق را پيدا كرد، اگر به آن نرسيم، زندگى ها بر باد خواهد رفت. توافق هم در پشت پرده ى يك گذشت، مخفى است.

اگر كسى عقل و دين داشته باشد، مى تواند بر دنيا حكومت كند!
هر چند مقام علم بالاتر از همه ى مقامات دنيوى است و مقامات دنيوى در برابر آن ناچيز و ناپايدار است، ولى اگر كسى عقل و ايمان داشته باشد، حتّى اگر علم نداشته باشد مىتواند مردم و جامعه را اداره كند؛ به شرط اين كه اگر علم داشت و آگاه بود، به علمش عمل كند، و اگر ندانست، از اهلش سؤال و تقليد كند.
بنابراين، براى اداره ى تمام جهان كافى است كه انسان عاقل و مؤمن و متديّن باشد. ديانت و عقل براى اداره ى كره ى زمين كفايت مى كند. اين مسأله در همه ى اديان جارى است، نه فقط اسلام، بلكه در تمام اديان، دين و عقل مى خواهد.

ذكر آيت‌الله‌بهجت‌براي‌رفع‌مشكلات‌معيشتي

به گزارش جهان جوان‌آنلاين مرحوم آيت‌الله حاج شيخ علي افتخاري گلپايگاني كه از شاگردان آيت‌الله العظمي حاج شيخ محمدتقي بهجت محسوب مي‌شد درباره نحوه برخورد اين عالم رباني با مردم و سلوك فردي‌شان اينگونه بيان مي‌كند.

اهتمام آيت‌الله بهجت به مباحث امامت و مداومت او بر ادعيه و زيارات مأثوره، ساده زيستي و شهرت گريزي ايشان در كنار تأكيد بسيار بر تعقل از ويژگي‌هاي برجسته ايشان است.

ايشان تا جايي كه در توان داشت نمي‌خواست پاسخ رد به مراجعه‌كنندگان بدهند. يك روز حوالي ساعت ۵/۹ صبح به خانه‌شان رفتم. منزل ايشان كوچك بود و سه اتاق داشت. يكي از اتاق‌ها اندروني بود و ديگري اتاقي كه بخشي را به كتابخانه و بخش ديگري را به پذيرايي از مهمانان و مراجعه‌كنندگان اختصاص داده بودند.

من هر روز حدود نيم ساعتي خدمت ايشان مي‌رفتم و ايشان هم روي لطف و توجهي كه به من داشتند، كليد منزلشان را به من داده بودند كه هر وقت بخواهم، بتوانم به آنجا بروم. آن روز ديدم كه شخصي دم در ايستاده و آقا هم به خاطر گرماي تابستان با يك پيراهن نازك و عرقچين دم در آمده‌اند و دارند با او حرف مي‌زنند.

جلو رفتم و سلام كردم و ديدم آن شخص دارد از دست تنگ و فشار معيشت با آقا صحبت مي‌كند و از ايشان مي‌خواهد دعايي را به او تعليم بدهند تا از وضعيت مشقت‌بار خود خلاص شود.

آقا به ايشان فرمودند:«صبح و شب اين دعا را بخوانيد: اللهم اغنني بحلالك عن حرامك و بفضلك عن من سواك.» آن آقا گفت:«يادم نمي‌ماند. بي‌زحمت بنويسيد و بدهيد.» آقا به من فرمودند:«آقاي افتخاري! بنويسيد و به ايشان بدهيد.» من خودم مي‌خواستم «بطاعتك عن معصيتك» را هم بيفزايم كه آقا فرمودند:«اين كار را نكن.» آقا فرمودند:«بعد از آن هم صلوات بفرستيد. ان‌شاءالله اثر دارد.»

جایزه اجرای حکم ارتداد خواننده هتاک

به گزارش جهان به نقل از آنا، یک سایت شیعه(شیعه آنلاین) برای اجرای حکم ارتداد «شاهین نجفی» خواننده هتاک ایرانی‌تبار مقیم آلمان، مبلغ "۱۰۰ هزار دلار" جایزه تعیین کرد.

براساس این گزارش، این مبلغ توسط یک بانی خیر از یکی از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس تأمین شده است.

شاهین نجفی خواننده ایرانی مقیم آلمان است که اخیرا آهنگی به شدت توهین آمیز به امام هادی علیه السلام روانه بازار کرد و این اقدام به شدت خشم عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را بر انگیخته و قلبشان را به درد آورده است.

در پی انتشار این آهنگ توهین آمیز، حضرت آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی از مراجع عظام تقلید شیعه، با صدور فتوایی حکم جسارت کنندگان به امام هادی (ع) را "ارتداد"اعلام کردند.

در عین حال حضرت آیت الله مکارم شیرازی از دیگر مراجع برجسته تشیع نیز در پاسخ به استفتائی در مورد توهین به ائمه و به ویژه امام هادی علیه السلام، حکم این اقدام را "ارتداد" اعلام کردند.

آیت‌الله مکارم شیرازی هم خواننده گستاخ را "مرتد" دانست

به دنبال گستاخی و هتاکی یک خواننده به ساحت مقدس امام هادی(ع) و امام عصر(عج)، اعتراض های گسترده ای در فضای مجازی و اجتماعی علیه این اقدام شنیع و وهابی‌پسند صورت گرفت و درخواست های متعددی به دفاتر مراجع تقلید برای صدور حکم ارتداد وی ارسال شد.

به گزارش جهان، حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به یک استفتا در این باره، هرگونه اهانت به ائمه (ع) را موجب ارتداد دانست.

متن این استفتا و پاسخ آن بدین شرح است:

بسمه تعالی

محضر مبارک مرجع تقلید جهان تشیع
حضرت آیت الله مکارم شیرازی (دامت برکاته)
با سلام و احترام؛

نظر به اینکه اخیراً فردی به نام شاهین نجفی که از خوانندگان موسیقی در خارج از کشور می باشد در قالب متن شعر و ارائه تصویری موهون به ساحت مقدس حضرت بقیه الله (روحی فداه) و امام علی النقی الهادی (علیه السلام) و گنبد مقدس حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) اهانت نموده و در جهت ترویج این اهانت فایل صوتی و تصویری آن را در پربیننده ترین سایت های اطلاع رسانی قرار داده اند.

تصویر و اصل فایل اهانت آمیز مذکور به پیوست ارسال می گردد.

خواهشمند است تکلیف شرعی شیعیان و دوست داران اهل بیت (علیهم السلام) را در این خصوص بیان فرمایید.

بسمه تعالی

هرگونه اهانت به مقام شامخ امامان معصوم (علیهم السلام) و توهین آشکار به آنها اگر توسط فرد مسلمانی صورت گیرد موجب ارتداد است و اگر توسط غیر مسلمانی باشد داخل در عنوان سابّ النبی(صلی الله علیه وآله) می باشد.

همیشه موفق باشید
ناصر مکارم شیرازی

گفتنی است، بر اساس ماده 513 قانون مجازات اسلامي "هركس به مقدسات اسلام و يا هريك از انبياءعظام يا ائمه طاهرين (ع) يا حضرت صديقه طاهره (س) اهانت نمايد، اگر مشمول حكم سب النبي باشد اعدام مي شود و درغير اين صورت به حبس از يك تا پنج سال محكوم خواهد شد."

آیت‌الله صافی گلپایگانی: این ها مرتدند

پیش از این هم، آیت‌الله صافی گلپایگانی، از مراجع عظام تقلید در پاسخ به استفتائی که در پایگاه اطلاع رسانی وی منتشر شده، جسارت کنندگان به امام هادی(ع) را 'مرتد' خواند.

این مرجع تقلید در پاسخ به این استفتاء که "مدتی است عده ای اجیر شده که عمدتاْ از ضد انقلاب خارج از کشور می باشند، در فضای اینترنت؛ سایت ها و وبلاگ های خود به راحتی به امام مظلوم شیعیان حضرت امام هادی(ع) اهانت و جسارت می کنند ( طراحی جوک، کاریکاتور، فحاشی، دروغ بستن و ...) حکم این افراد چیست؟"، فرمودند: چنانچه اهانت و جسارت به حضرت نموده باشد مرتدند . والله اعلم

آموزش اسلام ستیزی برای نظامیان آمریكا

نیویورك – شورای روابط اسلام و آمریكا از تشكیل كلاس های آموزش اسلام ستیزی برای سربازان آمریكا خبر داد.

این شورا با انتشار خبری بر روی پایگاه اطلاع رسانی خود اعلام كرد فرماندهان نظامی آمریكا به منظور ترویج اسلام ستیزی در میان سربازان خود اقدام به آموزش جزوهایی كردند كه بر اساس محتوای آن دین اسلام به عنوان دشمن اصلی آمریكا معرفی شده است.

بر اساس این خبر، به سربازان آمریكایی آموزش داده شده كه در صورت نیازمكه و مدینه باید مانند هیروشیما مورد هدف بمب های اتمی قرار گیرد.

ابراهیم كوپر مسئول روابط عمومی شورای روابط اسلام و آمریكا در این باره گفت: ازجمله آثار سیاست های نادرست دولتمردان آمریكایی ، مسئله قرآن سوزی در افغانستان است.

در پی افشای این اسناد كه موجب رسوایی تازه ای برای سران واشنگتن شد، مقام های نظامی آمریكا مدعی شدند كلاس های مذكور متوقف شده و تحقیقات در این باره ادامه دارد.

ژنرال مارتین دمپسی رییس ستاد مشترك ارتش آمریكا گفت: این اقدام غیر قابل قبول و ناصحیح ، صد درصد مورد اعتراض است.

اتخاذ مواضع خصمانه برخی از مقام های آمریكایی علیه مسلمانان و گسترش اسلام هراسی، نارضایتی های زیادی را در میان جامعه مسلمانان به همراه داشته است.

اروپام 2252 **1908

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 80128279

بسمه تعالی

فاطمه آمد به جهان یا علی     چشم تو روشن به عطای علی

        فاطمه آمد که شود یار تو      مونس و غمخوار و نگهدار تو           

فاطمه آمد که غمت را برد     غصه عالم به دلت را خرد

فاطمه گر گوهر یکدانه است  با همه اعد اء تو بیگانه است 

فاطمه گفتش فقط گفت توست  رب جلی گفت که او کفو توست

چشم نبی و حسنین و علی     باقر و صادق و بنات علی                

موسی کاظم و امام رضا       جواد و هادی النقی مرتضی  

والد سلطان حسن عسکری     حجت حق امام انس و پری   

روشن از آن گوهر فرخنده باد بر لب هر یاور او خنده باد   

صحبت خاصم به گل یاس او  معدن احساس به عباس او

فاطمه در خانه نور آمده        قلب دو عالم به سرور آمده

فاطمه گر قبله حاجات ماست روح عبادات و مناجات ماست 

ما به قدومش به تو رو کرده ایم              دل به عطایای تو خو کرده ایم        

باز کرم بر دل بی چاره کن    حاجت قلب همگی چاره کن

منتظر

منتظرم، منتظر روی تو

ای همه جان بسته ابروی تو

کاش در این جمعه دلگیرتر

باد شود قاصدک بوی تو

ای همه عالم به فدایش شود

غمزه آن سلسله موی تو

رخ بنما تا که دو عالم شود

باز معطر ز ختن بوی تو

عاشق یک لحظه نگاه توام

کاش بیاید خبرم سوی تو

ای دو جهان بسته گیسوی تو

منتظر یک نگه از سوی تو

تا که نثارت سر و جانها کنند

مست ز جنبیدن ابروی تو

ماجراجویان و جنگ طلبان آمریكایی به دنبال راه اندازی جنگ جهانی هستند

كوالالامپور - بخشی از كتاب 'مایكل چوسودوسكی' استاد دانشگاه اتاوا كانادا با عنوان 'به سوی سناریوی جنگ جهانی سوم، خطر جنگ هسته ای' كه در مالزی با حضور ماهاتیر محمد از آن رونمایی شد، به تلاش آمریكا برای راه اندازی جنگ فراگیر و جهانی اختصاص دارد.

به گزارش ایرنا از مالزی، در مراسم رونمایی این كتاب كه شركت كنندگان در دادگاه نمادین محاكمه مقامات سابق آمریكا به جرم جنایت جنگی و ماهاتیر محمد نخست وزیر پیشین مالزی نیز در آن حضور داشتند، وی توضیحاتی درباره نظرات خود كه در قالب این كتاب ارایه شده، بیان كرد.

نویسنده در این كتاب كوشیده است با نقد اقدامات جنگ طلبانه آمریكا در چند سال اخیر نسبت به وقوع جنگ جهانی سوم هشدار دهد.

وی در كتاب خود نوشته است: جنگ طولانی مدت و ماجراجویی آمریكا آینده بشریت را تهدید می كند. سلاح های كشتار جمعی آمریكا و ناتو ابزاری برای برقراری صلح جلوه داده می شوند. جنگ هسته ای پیشدستانه نیز به عنوان اقداماتی بشر دوستانه نشان داده می شود.

در این كتاب تاكید شده است: در حالی كه امروز می توان تا حدودی آماری از خسارت واقعی به بار آمده از جنگ افغانستان و عراق بدست داد، میزان خسارات و نابودی ناشی از یك جنگ جهانی جدید از حد تصور خارج خواهد بود. خسارت جنگی كه در آن از انواع فناوری های پیشرفته نظامی هسته ای بهره گرفته می شود را نمی توان ارزیابی كرد.

این نویسنده كانادایی در كتابش نوشته است: شعار 'جهان امن تر' توجیهی برای انجام عملیات نظامی در نقاط مختلف جهان شده است كه می تواند بالقوه به یك هولوكاست هسته ای تبدیل شود.

وی در كتابش می افزاید: جنگ هسته ای به یك تجارت چند میلیارد دلاری تبدیل شده است كه جیب شركت های آمریكایی تولید كننده تسلیحات را پر می كند. طرح نظامی جهانی پنتاگون فتح همه جهان است به همین دلیل است كه همزمان نیروهای نظامی آمریكا و ناتو در چند كشور به عملیات می پردازند.

چوسودوسكی تاكید می كند: آنچه در این میان بر نگرانی ها از وقوع جنگ می افزاید نقش رسانه ها در گمراه كردن افكار عمومی است. رسانه ها با قلب واقعیت جنگ افروزان را قربانیان جنگ معرفی می كنند.

آساق**335 ** 1574

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 80123382

راز فریاد آیت‌الله بهجت رضوان الله تعالی علیه هنگام سلام نماز

جهان نیوز-
«تهران زندگی می‌کردم، کارم در زمینه کامپیوتر بود، روزی از تلویزیون یکی از نمازهایی را که آیت‌الله بهجت (ره) می‌خواندند را دیدم و لذت بردم.

تصمیم گرفتم به قم بروم و نماز جماعتم را به امامت آیت‌الله بهجت (ره) بخوانم، همین کار را هم کردم، به قم رفتم، دیدم بله همان نماز باشکوهی که در تلویزیون دیدم در قم اقامه می‌شود، نمازهای پشت آقا بسیار برایم شیرین و لذت بخش بود، برنامه‌ام را طوری تنظیم کردم که هر روز صبح بروم قم و نماز صبحم را به امامت آقای بهجت بخوانم و به تهران برگردم.

یک سال کارم همین شده بود، هر روز صبح می‌رفتم قم نماز می‌خواندم و برمی‌گشتم، در این زمان شیطان هم بیکار ننشسته بود، هر روز مرا وسوسه می‌کرد که چرا از کار و زندگی می‌زنی و به قم می‌روی؟ خوب همین نماز را در تهران بخوان و … .

کم کم نسبت به فریادهای آیت‌الله بهجت (ره) هنگام سلام دادن آخر نماز حساس شده بودم، آخه چرا آقا فریاد می‌کشه؟ چرا داد می‌زنه؟ چرا با درد سلام می‌ده؟ حساسیتم طوری شده بود که خودم قبل از سلام‌های آقا سلام می‌دادم.

به خودم گفتم من اگر نفهمم چرا آقا موقع سلام آخر نماز فریاد می‌کشه دیگه نمیام قم نماز بخونم، همون تهران می‌خونم، این هفته هفته آخرمه …

یک روز آومدم و رفتم دم درب منزل آقا، در زدم، گفتم باید بپرسم دلیل این فریادهای بلند چیه، رفتم دیدم آقا میهمان داشتند، گوشه اتاق نشستم و در افکار خودم غوطه‌ور شدم، تو ذهن خودم با آقا حرف می‌زدم، آقا اگر بهم نگی می‌رم هان! آقا دیگه نمیام پشتت نماز بخونم هان! تو همین افکار بودم که آیت‌الله بهجت انگار حرفامو شنیده باشه سر بلند کرد و به من خیره شد، به خودم لرزیدم، یعنی آقا فهمیده من چی می‌گفتم؟ من که تو دلم گفتم، بلند حرفی نزدم، چطور شنید؟

سرم را پایین انداختم و آرام از مجلس خارج شدم و به تهران برگشتم، در راه دائما با خودم می‌گفتم آقا چطور حرف‌های من را شنید؟ در همین افکار بودم تا اینکه شب شد و خوابیدم، در خواب دیدم پشت آیت‌الله بهجت (ره) ایستادم و در صف اول نماز می‌خوانم، متعجب شدم، در بیداری اصلا نمی‌توانستم به چند صف جلو برسم چه برسد به اینکه برم صف اول!

خوشحال بودم و پشت آقا نماز می‌خواندم، یک دفعه تعجب کردم، دیدم در جلوی آقا، روبروی محراب یک دربی باز است به یک باغ بزرگ و آباد، آخه این در رو کی باز کردند؟ اصلا قم چنین باغ بزرگی نداره، تعجب کردم، باغ سر سبز و پر از میوه‌ای بود، خدای من این باغ کجا بوده؟ در همین افکار بودم که به سلام آخر نماز رسیدیم، در انتهای نماز و هنگام سلام نماز درب باغ محکم بسته شد، یک لحظه از خواب پریدم.

یعنی من خواب بودم؟ آقا جواب سئوال من رو در خواب دادند، پس راز این فریاد بلند آقا هنگام سلام نماز درد دل کندن از آن باغ آباد و بازگشت به زمین خاکی بود؟ به دلیل این درد آقا فریاد می‌کشید، من جواب سئوالم رو گرفته بودم و پس از آن سه سال دیگر عاشقانه هر روز صبح برای نماز به قم می‌رفتم و سپس به تهران بازمی‌گشتم تا آقا رحلت کردند.»

این مطالب خاطرات یکی از نمازگزاران حضرت آیت‌الله العظمی بهجت (ره) بود که توسط پسر این مرجع تقلید فقید در مراسم سالگرد حضرت آیت‌الله بهجت (ره) در مسجد صاحب الزمان (عج) ورامین بازگو شد.

منبع:فارس

آیت الله بهجت: نعمت وجود حرم امام رضا ـ عليه  السّلام ـ در ايران

حرم مطهر حضرت امام رضا ـ عليه السّلام ـ نعمت بزرگ و گرانقدرى است كه در اختيار ايرانى هاست، عظمتش را خدا مى داند، به حدّى كه امام جواد ـ عليه السّلام ـ مى فرمايد:

« زِيارَةُ أَبى أَفْضَلُ مِنْ زِيارَةِ الْحُسَيْنِ ـ عليه السّلام ـ؛ لأَِنَّ الْحُسَيْنَ ـ عليه السّلام ـ يَزُورُهُ الْعامَّةُ وَ الْخاصَّةُ، وَ أَبى لايَزُورُهُ إِلاَّ الْخاصَّةُ. » زيارت پدرم [امام رضا ـ عليه السّلام ـ] از زيارت امام حسين ـ عليه السّلام ـ افضل است، زيرا امام حسين ـ عليه السّلام ـ را عامّه و خاصّه زيارت مى كنند، ولى پدرم را جز خاصّه [شيعيان دوازده امامى] زيارت نمى كنند.(1)

لذا كرامات از ضريح آن حضرت بيشتر از ضريح امام حسين ـ عليه السّلام ـ ظاهر مى شود. بنابراين، ايرانى ها بايد نعمت حرم حضرت امام رضا ـ عليه السّلام ـ را كه زيارت آن برايشان فراهم است، مغتنم بشمارند.

1.. نقل به معنا از روايت. ر.ك: كافى، ج 4، ص 584؛ من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 582؛ تهذيب، ج 6، ص 84؛ وسائل الشيعة، ج 14، ص 562؛ بحار الانوار، ج 99، ص 38؛ عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 261؛ كامل الزيارات، ص306.

مواردی که حیا جایز نیست!

تبیان نوشت:حیا، شرم از انجام اعمال زشت در محضر ناظر محترم است. بنابراین اوّلاً، در متون اخلاق اسلامی خداوند و ناظران و نمایندگان او، حقیقت الهی و انسانی فرد و دیگران، به عنوان ناظرانی که باید از آنها شرم و حیا ورزید مطرح شده‌اند.۱

ثانیاً، قلمرو حیا امور زشت و ناپسند است و شرمساری در انجام نیکی ها هیچ گاه پسندیده نیست. ولی این حدّ و مرز در بسیاری از موارد از سوی مردم رعایت نمی گردد. منشأ این امر آگاهی جهالت و گاهی بی مبالاتی است. در بسیاری از روایات حیاورزی در برخی موارد ممنوع شده است. به نظر می رسد که با وجود ضابطه پیش گفته در مفهوم حیا، این تأکید به دلیل آن است که انسان نسبت به این موارد نوعی شبهه علمی دارد و تا حدودی توجیهاتی، جهت تأیید حیاورزی در آن موارد برای خود دست و پا می کند، در حالی که تصورات او باطل است. برخی از موارد و مواقعی که جای حیا ورزیدن نیست، بدین قرارند:

۱. حیا ورزیدن از گفتار، کردار و درخواست حق؛ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «هیچ عملی را از روی ریا و خودنمایی انجام مده و از سر حیا و شرم آن را رها نکن.»۲

۲. حیا ورزیدن از تحصیل علم؛ امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «کسی شرم نکند از آموختنِ آنچه نمی داند.»۳

۳. حیا ورزیدن از تحصیل درآمد حلال؛ امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «کسی که از طلب مال حلال حیا نکند، هزینه هایش سبک شو و خداوند خانواده اش را از نعمت خویش بهره مند گرداند.»۴

۴. حیا ورزیدن از خدمت به مهمان؛ امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «سه چیز است که نباید از آن شرم کرد: از جمله خدمت کردن به مهمان.»۵

۵.حیا ورزیدن از احترام گذاشتن به دیگران؛ امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «سه چیز است که نباید از آنها شرم کرد: از جمله برخاستن از جای خود برای پدر و معلم.»۶

۶. شرم از اعتراف به ندانستن؛ امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «اگر از کسی سؤالی کردند و نمی داند، شرم نکند از این که بگوید: نمی دانم.»۷

۷. شرم از درخواست از خداوند؛ امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «هیچ چیز در نزد خداوند محبوب تر از آن نیست که از او چیزی درخواست شود، پس هیچ یک از شما نباید شرم کند از این که از رحمت خداوند درخواست کند؛ اگرچه (خواسته او) یک بند کفش باشد.»۸

۸. شرم از بخشش اندک؛ امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «از بخشش اندک شرم مدار که محروم کردن از آن کمتر است.»۹

۹. شرم از خدمت به خانواده؛ امام صادق ـ علیه السّلام ـ مردی از اهل مدینه را دید که چیزی برای خانواده اش خریده و با خود می برد، آن مرد چون امام را دید خجالت کشید. امام ـ علیه السّلام ـ فرمود: «این را خودت خریده و برای خانواده ات می‌بری؟ به خدا سوگند، اگر اهل مدینه نبودند (که سرزنش و خرده گیری کنند) من هم دوست داشتم، برای خانواده ام چیزی بخرم و خودم ببرم.»۱۰

به امید آنکه خداوند راه تشخیص را بر ما هموار کند و قدرتی پیدا کنیم که در کجا شرم و حیا را رعایت کرده و در کجا این خصلت و ویژگی را کنار بگذاریم .

پی نوشت ها :

۱ . ر.ک: صدوق: عیون الاخبار الرضا، ج ۲، ص ۴۵، ح ۱۶۲؛ تفسیر قمی، ج ۱، ص ۳۰۴؛ کراجکی: کنزالفوائد، ج ۲، ص ۱۸۲، طوسی: امالی، ص ۲۱۰.

۲ . حرّانی: تحف العقول، ص ۴۷؛ صدوق: امالی، ص ۳۹۹، ح ۱۲؛ کلینی: کافی، ج ۲، ص ۱۱۱، ح ۲، و ج ۵، ص ۵۶۸، ح ۵۳.

۳ . نهج‌البلاغه، حکمت ۸۲؛ حرّانی: تحف العقول، ص ۳۱۳.

۴ . حرّانی: تحف العقول، ص ۵۹، و صدوق: فقیه، ج ۴، ص ۴۱۰، ح ۵۸۹۰.

۵ . آمدی: غررالحکم، ح ۴۶۶۶.

۶ . همان.

۷ . احمد دیلمی و مسعود آذربایجانی ـ اخلاق اسلامی، ص ۸۰ .

۸ . کلینی، کافی، ج ۴، ص ۲۰، ح ۴.

۹ . نهج‌البلاغه، حکمت ۶۷.

۱۰ . کلینی: کافی، ج ۲، ص ۱۲۳، ح ۱۰.
/جهان نیوز

آیا جنیان و فرشتگان هم منتظر ظهورند؟

به گزارش شبستان، آیا مى توان گفت فرشتگان و جنّیان هم در انتظار بسر مى برند؟

گرچه ما به روایاتى که دلالت بر منتظر بودن تمامى جنّیان و فرشتگان بکند برخورد نکردیم اما اخبار و احادیث بسیارى بیانگر منتظر بودن گروهى از فرشتگان و اجنّه هستند.

۱ - أبان بن تغلب مى گوید: امام صادق(علیه السلام) فرمود:

«.. آن گاه که او(حضرت قائم عج) پرچم رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را به اهتزاز درآورد سیزده هزار و سیزده فرشته که سالها منتظر ظهورش بوده أند به زیر پرچمش گرد مى آیند (و آماده نبرد مى شوند) همان فرشتگانى که با نوح پیامبر در کشتى، با ابراهیم خلیل در آتش و با عیسى هنگام عروج به آسمان همراه بودند».(۱)

۲ - امام باقر(علیه السلام) مى فرمایند:

«فرشتگانى که در جنگ بدر به پیامبر(صلى الله علیه وآله) یارى دادند، هنوز به آسمان بازنگشته اند (منتظر ظهور حضرت اند) تا اینکه حضرت صاحب الامر را یارى رسانند و مقدارشان ۵ هزار فرشته مى باشد».(۲)

۳ - محمد بن مسلم مى گوید:

«از امام صادق(علیه السلام) درباره ى میراث علم و اندازه ى آن پرسیدم، حضرت در پاسخ فرمود: خداوند دو شهر یکى در شرق زمین و دیگرى در غرب آن دارد، در آن دو شهر، گروهى سکونت دارند که نه ابلیس را مى شناسند و نه از آفرینش او آگاهى دارند، هر چند مدت یک بار با آنان دیدار مى کنم، آنان درباره ى مسائل مورد نیاز و چگونگى دعا از ما مى پرسند و ما به آنان مى آموزیم، هم چنین آنان درباره ى زمان ظهور حضرت قائم مى پرسند... گروهى از آنان از روزى که به انتظار حضرت قائم بوده اند هرگز سلاح خود را بر زمین نگذاشته اند و وضع آنان همین گونه بوده است، آنان از خداوند مى خواهند که صاحب الامر را به آنان بنمایاند».(۳)

۴ - امام على(علیه السلام) مى فرمایند:

«... خداوند، حضرت مهدى(عج) را با فرشتگان جن و شیعیان مخلص یارى مى کند».(۴)

با توجه به این روایات مى توان بیان داشت که هم فرشتگان و هم برخى از جنّیان و هم موجودات ناشناخته دیگرى در انتظار و چشم به راه آمدن آن منجى عالم هستند.

آیا زمین و پرندگان و حیوانات هم در انتظار ظهور حضرت هستند؟

بر اساس روایات گوناگون زمین، پرندگان، حیوانات درّنده و ماهیان دریاها هم در انتظار آمدن و ظهور حضرت حجت هستند.

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى فرماید:

«همه اهل آسمان و زمین، پرندگان، حیوانات درنده و ماهیان دریا از ظهور حضرت مهدى(عج) شاد و خرسند مى شوند».(۵)

آرى زمین هم منتظر ظهور قائم(عج) است تا تمام برکاتش را بیرون بریزد.

أمیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود:

«زمین بشاشت خود را به سبب عدل ظاهر کند و آسمان باران خود را ببارد و درخت میوه خود را افزون دهد و زمین گیاه خود را برآورد و براى اهل زمین خود را زینت کند و وحوش ایمن باشند تا اینکه در همه اطراف زمین مانند چارپایان چرا کنند. زمین گنج هاى خود را ظاهر کند، پس قایم(عج) به مردم بگوید: بخورید، گوارا باشد شما را به سبب آنچه در ایام گذشته کردید از عملها، پس مسلمانان اهل دین حق اند.» .(۶)

پی نوشتها :

۱- صدوق، کمال الدین تمام النعمه ، ج ۲، ص ۶۷۲.

۲- حر عاملى، اثبات الهداه، قم ، ج ۳، ص ۵۴۹.

۳- حر عاملى، اثبات الهداه، ج ۳، ص ۵۲۳.

۴- حسینى، حصینى، الهدایه الکبرى ، ۱۴۰۶ هـ ق، ص ۳۱.

۵- و. ک، یوسف بن یحیى مقدسى سلمى شافعى، عقد الدرر فى اخبار المنتظر، ص ۱۴۹ و ۸۴، عالم الفکر، قاهره ; ر ک، جلال الدین سیوطى، در المنثور، بیروت، دار الامر، ج ۶، ص ۵۰.

۶- محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۸۵ - ۸۶، ب ۲۹، ح ۸۶.


اسماعیل دانش- مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه/جهان نیوز

چگونه دعا براي فرج امام زمان(عج) باعث فرج خود ما مي شود؟


امام زمان(عج) در نامه اي فرموده اند: «وَ اکثِروُا الدُّعاءَ بتعجيلِ الفَرَجِ فإنَّ ذلکَ فَرَجُکُم؛ براي تعجيل فرج بسيار دعا کنيد، زيرا مايه ي فرج شماست»(1). اين فرج مي تواند دو معنا داشته باشد:
1. وقتي دعا مي کنيم امام ظهور کند، طبيعي است که ظهور ايشان باعث گشايش امر شيعيان و آسايش ما مي شود و مشکلات ما حل خواهد شد. پس فرج باعث فرج ما نيز مي شود.
2. دعا براي ظهور ايشان باعث جلب توجهات امام به ما مي شود و آن حضرت در حق ما دعا مي کند و مشکلات ما با توجه امام حل مي شود. بنابراين، دعا براي ظهور، باعث گشايش کارها مي شود، هرچند خود ظهور، اتفاق نيفتد. همچنين دعا کردن، روح اميد را در انسان زنده نگه مي دارد. و اميد داشتن، خود موجب گشايش است، زيرا نااميدي باعث به بن بست رسيدن است.
پي نوشت :
1. کمال الدين، ص485، باب توقيعات، ج4.
منبع:نشريه قدر ،شماره 21.

وقتی برادرم جعل سند کرد ! +عکس

مشرق: بلافاصله تلفن را برداشتم و شماره واحد اعزام سپاه را گرفته و به دوستی که مسوول قسمت فوق بود گفتم: اخوی ما دارد میاد سراغ شما که اجازه بدی برود جبهه، شناسنامه اش را بخواه و چون به سن قانونی نرسیده،نگذار به جبهه برود.

در سال های دفاع مقدس ، دست بردن در شناسنامه برای تغییر تاریخ تولد و رساندن سن به مرحله قانونی ، با هدف رفتن به جبهه های نبرد ، در میان نوجوانان بسیجی امری رایج بود. آن چه خواهید خواند ، روایتی است دست اول از دست بردن شهید قاسم شکیب زاده در شناسنامه اش برای اعزام به خطوط نبرد:

مشغول کار بودم که سر و کله اخوی پیدا شد. سرش را کج کرد و گفت: علی داداشی،‌ تو لااقل اجازه بده که من بروم جبهه، همه ی دوستام دارن میرن. قاسم، قبل از اینکه بیاید پیش من،‌ سراغ همه ی برادرها و خواهرها رفته بود و همه ناامیدش کرده بودند،‌ اینو که گفت، فکری به ذهنم خطور کرد، گفتم: من حرفی ندارم، برو. هنور همه ی جمله را ادا نکرده بودم که در یک چشم به هم زدن پر درآورد و رفت، من که خودم هم نفهمیده بودم که چه گفته ام، بلافاصله تلفن را برداشتم و شماره واحد اعزام سپاه را گرفته و به دوستی که مسوول قسمت فوق بود گفتم: اخوی ما دارد میاد سراغ شما که اجازه بدی برود جبهه، شناسنامه اش را بخواه و چون به سن قانونی نرسیده، بهانه ای بگیر و نگذار به جبهه برود. آن روزها سرمان شلوغ بود، مرتب شهید و مجروح می آوردند و ما هم بایستی همه ی کارهای لازم را انجام دهیم، بنابراین یادم رفت که موضوع را پیگیری کنم، اتفاقاً چون فردای آن روز هم بایستی برای تشییع پیکر مطهر 16 شهید برنامه ریزی کنیم، شب خانه نرفتم و تا صبح بنیاد شهید بودم. ساعت 8 صبح بود، مادر زنگ زد و گفت: قاسم دیشب نیامده. گفتم: حتماً با بچه ها رفته است بسیج، ‌ظاهراً مادر قانع شد و من هم گوشی را قطع کردم و مشغول کارها شدم. وسط مسیر تشییع شهدا بودیم که مسوول اعزام بسیح را دیدم، زد پشت من و گفت: اخوی! حالا مارا می زاری سر کار؟ گفتم: چطور مگه؟ گفت: اخوی شناسنامه اش را آورد،‌ اما سنش که مشگلی نداشت. گفتم: خوب! گفت: خوب که خوب، ما هم مهر زدیم و رفت. گفتم: کجا؟ گفت: احتمالاً خرمشهر….. چند روزی خانه آفتابی نشدم و به هر کجا زدم که از طریق تلفن و دوستانش پیدایش کنم، نشد که نشد. چند روز بعد، ساعت 9 صبح و طبق معمول زنگ زدم به تعاون سپاه تا اسامی شهدایی که شب قبل آورده بودند را‌ به پرسم تا برای تشییع آنها برنامه ریزی کنیم، مسوول تعاون گوشی را برداشت. بعد از حال و احوال همیشگی، گفتم: اسامی شهدا را بگو که من یادداشت کنم. گفت: شکیب تویی؟ گفتم: آره گفت: ا، ا، اسم اخویت هم که تولیست است.



راوی: برادر شهید

گردآوری : پایگاه اینترنتی پرشین وی

مقام حضرت فاطمه سلام الله علیها از زبان امام خمینی رضوان الله تعالی علیه/عکس

امام خمینی (ره) در بیان شرافت و فضیلت حضرت فاطمه زهر ا (س) با استناد به روایتی معتبر از امام صادق (ع) بیان می دارند که جبرئیل به طور مکرر طی 75 روز پس از رحلت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله و سلم بر حضرت زهرا (س) وارد و مسائل آتیه‏ای که بر ذریۀ او می‏گذشته را بیان و حضرت امیر (ع) هم ثبت می‏کرده است.
به گزارش خبرآنلاین، متن دقیق این سخنان که در صحیفه ی امام خمینی جلد 20 آمده از این قرار است:

بسم الله‏ الرحمن الرحیم
... من راجع به حضرت صدیقه ـ سلام الله علیها ـ خودم را قاصر می‏دانم که ذکری بکنم، فقط اکتفا می‏کنم به یک روایت که در کافی شریفه است و با سند معتبر نقل شده است و آن روایت این است که حضرت صادق ـ سلام ‏الله علیه ـ می‏فرماید: فاطمه ـ سلام ‏الله ‏علیهاـ بعد از پدرش 75 روز زنده بودند در این دنیا، بودند و حزن و شدت برایشان غلبه داشت و جبرئیل امین می‏آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت[1]عرض می‏کرد و مسائلی از آینده نقل می‏کرد.[2]ظاهر روایت این است که در این 75 روز مراوده‏‌ای[3]بوده است؛ یعنی، رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقۀ اول از انبیای عظام، دربارۀ کسی این طور وارد شده باشد که در ظرف 75 روز جبرئیل جبرئیل امین رفت و آمد داشته است و مسائل را در آتیه‌‏ای که واقع می‏شده است، مسائل را ذکر کرده است و آنچه که به ذریۀ[4]او می‏رسیده است در آتیه، ذکر کرده است و حضرت امیر هم آنها را نوشته است، کاتب وحی بوده است حضرت امیر، همان طوری که کاتب وحی رسول خدا بوده است ـ والبته آن وحی به معنای آوردن احکام، تمام شد به رفتن رسول اکرم ـ کاتب وحی حضرت صدیقه در این 75 روز بوده است. مسئلۀ آمدن جبرئیل برای کسی یک مسئلۀ ساده نیست. خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی می‏‌آید و امکان دارد بیاید، این یک تناسب لازم است بین روح آن کسی که جبرئیل می‏خواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است، چه ما قائل بشویم به اینکه قضیۀ تنزیل، تنزل جبرئیل، به واسطۀ روح اعظم خود این ولی است یا پیغمبر است. او تنزیل می‏دهد او را و وارد می‏کند تا مرتبۀ پایین یا بگوییم که خیر، حق تعالی او را مأمور می‏کند که برو و این مسائل را بگو. چه آن قسم بگوییم که بعض اهل نظر می‏گویند و چه این قسم بگوییم که بعض اهل ظاهر می‏گویند، تا تناسب ما بین روح این کسی که جبرئیل می‏آید پیش او و بین جبرئیل که روح اعظم است نباشد، امکان ندارد این معنا و این تناسب بین جبرئیل که روح اعظم است و انبیای درجۀ اول بوده است مثل رسول خدا و موسی و عیسی و ابراهیم و امثال اینها، بین همه کس نبوده است، بعد از این هم بین کسی دیگر نشده است. حتی دربارۀ ائمه هم من ندیده‏ام که وارد شده باشد این طور که جبرئیل بر آنها نازل شده باشد، فقط این است که برای حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ ست که آنکه من دیده‏ام که جبرئیل به طور مکرر در این 75 روز وارد می‏شده و مسائل آتیه‏ای که بر ذریۀ او می‏گذشته است، آن مسائل را می‏گفته است و حضرت امیر هم ثبت می‏کرده است. و شاید یکی از مسائلی که گفته است، راجع به مسائلی است که در عهد ذریۀ بلند پایۀ او حضرت صاحب ـ سلام الله علیه ـ است، برای او ذکر کرده است که مسائل ایران جزو آن مسائل باشد، ما نمی‏دانیم، ممکن است. در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همۀ فضایلی که برای حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ ذکر کرده‌‏اند ـ با اینکه آنها هم فضایل بزرگی است ـ این فضیلت را من بالاتر از همه می‏دانم که برای غیر انبیا ـ علیهم السلام ـ آن هم نه همۀ انبیا، برای طبقۀ بالای انبیا ـ علیهم السلام ـ و بعض از اولیایی که در رتبۀ آنها هست، برای کس دیگر حاصل نشده. و با این تعبیری که مراوده داشته است جبرئیل در این هفتاد و چند روز، برای هیچ کس تاکنون واقع نشده و این از فضایلی است که از مختصات حضرت صدیقه ـ سلام الله علیها ـ است.

1 ـ سوگواری
2 ـ اصول کافی، ج 1، ص 457، ح 1
3 ـ رفت و آمد
4 ـ فرزندان
جهان نیوز

نخستین فرد نظامی که آیت الله خامنه‌ای به او اقتدا کردند

به گزارش جهان به نقل از فارس خلبان شهید «علی اکبر شیرودی» از فرماندهان برجسته هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی بود که حماسه‌های ناب و بی‌بدلیل آفرید.

بسیاری از بزرگان و شهدا در وصف شیرودی سخن گفته‌اند اما کلام امام خامنه‌ای که آن زمان رئیس شورای عالی دفاع بودند از شیرینی خاصی برخوردار است. خصوصاً اینکه تأکید می‌کنند، او نخستین نظامی بود که در نماز به او اقتدا کرده‌اند. آنچه در ادامه می‌آید بازخوانی این سخنان است در ایام سالگرد شهادت شهید قهرمان، شیرودی.

*همیشه آماده شهادت بود

در هفته گذشته، ما دو عنصر عزیز، دو قهرمان، دو سرباز اسلام را از دست دادیم. دو جوانی که در راه خدا، مدت‌های مدید با قاطعیت و با ایمان کامل جنگیده بودند. یکی سروان شهید، افسر هوانیروز شیرودی، یکی دیگر سرگرد ادبیان.

این دو نظامی مسلمان، برای ما خیلی حرف‌ها دارند. وجود این‌گونه عناصر در ارتش جمهوری اسلامی، خیلی معنا دارد. مردم نمی‌دانند عناصر مؤمن و مکتبی ارتش چه می‌کنند و چگونه عناصری هستند، این دو قهرمان، در راه خدا جنگیدند و شهید شدند.

سروان شیرودی یک خلبان هوانیروز بود و انسانی همیشه آماده شهادت. به یکی از برادران که از دوستان قدیمی‌اش و از روحانیون متعهد در کرمانشاه است، گفته بود "فلانی بیا یک خداحافظی از روی خاطر جمعی با تو بکنم، زیرا می‌دانم که باید شهید بشوم."

این برادرمان گفته بود که خدا کند حفظ بشوی و خدمت کنی. گفته بود "نه! سرهنگ کشوری را خواب دیدم. به من گفت، شیرودی یک عمارت خیلی خوبی برایت گرفته‌ام. باید بیایی توی این عمارت بنشینی. لذا می‌دانم رفتنی هستم."

به یکی از برادران گفته بود "دعا کن شهید بشوم. از بعضی جریانات سیاسی خیلی دلم گرفته." درگیری‌های سیاسی، این جوان مؤمن را بسیار برآشفته و ناراحت کرده بود. شیرودی نخستین نظامی بود که به او اقتدا کردم و نماز خواندم.

می‌گفت "قبل از جنگ، برای من خاک هیچ ارزشی نداشت و همیشه می‌گفتم هیچ‌وقت برای خاک نخواهم جنگید، اما حالا یک مشت خاک این منطقه، به خاطر حفظ اسلام برای من عزیزترین چیز است. خاک این منطقه با خون شهدایی مانند سهیلیان، کشوری و امثال اینها آغشته شده و آنها سربازان اسلام بودند و فقط برای اسلام و در اختیار و تحت فرمان امام می‌جنگیدند. آنها برای امام والاترین و بیشترین ارزش را قایل بودند و می‌گفتند، حاضریم طبق دستور امام فرزندان‌مان را برای پیروزی این انقلاب قربانی کنیم."

دشمن فاطمه علیها السلام در دوزخ است

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«... یا فاطمة! لو ان کل نبی بعثه الله وکل ملک قربه شفعوا فی کل مبغض لک غاصب لک ما اخرجه الله من النار ابدا; 

 ای فاطمه! اگر تمام پیامبرانی که خدا برانگیخته و تمام فرشتگانی که مقرب درگاه خود گردانده است، برای هر کینه توزی که حق تو را غصب نموده است، شفاعت کنند، هرگز خدا او را از آتش [دوزخ] خارج نمی سازد .»
بحارالانوار، ج 76، ص 354 .

تقدیم به آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

حیدر کرار ما، پادشه لا فتی

رخ بنما تا که ما، جمله به میدان شویم

ای همه اسرار دوست،هرچه بخواهی نکوست

نیم اشارت به ما، یکسره قربان شویم

ای خم ابروی یار، وی خلف شهریار

دست دعا بر سماء، درصف یاران شویم

این دل ما در عذاب، واین سر ما در رکاب

گوشه چشمی به ما، یار ضعیفان شویم

ای شه محبوب ما،منتظر خوب ما

اذن جهاد از شما، سوی حریفان شویم

سلسله انبیاء،ای قمر اوصیاء

چشم عنایت نما، ما ز شهیدان شویم

وسیعلموا الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

پاسخ آیت‌الله بهجت به چرایی نزول بلاها

سؤال: آيا ممكن است اين بلاهاى وارده از باب عقوبت و كيفر گناهان نباشد بلكه به جهت ترفيع درجات و از باب « أَلْبَلآءُ لِلْوِلاءِ.» (بلا، براى دوستى است.) باشد؟
جواب آیت‌الله بهجت: براى اهل ولاء مطلب روشن است، هرچه بيشتر مبتلا گردند، يقينشان زيادتر مى‌شود.

ميثم بر سرِ دار بود هر آن و هر لحظه اطمينان و ايمانش بيشتر مى‌شد زيرا به او خبر داده بودند.
در هر حال، از سوى حضرت امام زمان ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ زياد سفارش شده و اصرار شده كه در اين زمانه و زمينه، دعاى فرج بسيار خوانده شود./جهان نیوز